هر كجا در قرآن امر معروف است آن دعوت است از كفر به ايمان ، و هر كجا نهى منكر است منع است از عبادت اوثان و شيطان و فرايض نماز به جاى آرند و واجبات زكات بگزارند و اوامر خداى و رسول را انقياد نمايند . * ( أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّه ) * ايشان آنان باشند كه خداى بر ايشان رحمت كند ( 1 ) ، كه خداى عزيز است ، هيچ چيز او را غالب نيايد ، و حكيم است آنچه كند به حكمت و مصلحت كند .
آنگه گفت : آنان كه متحلَّى باشند به اين حيلت و متّسم به اين سيما و اين نام و اين حكم دارند ، خداى ايشان را وعده و نويد مىدهد چه از مردان و چه از زنان ، * ( جَنَّاتٍ ) * و بهشتها كه درختان آن زمين آن را بپوشيده باشد ، در زير آن درختان جويهاى روان باشد ، و ايشان در آن جا خالد و مخلَّد و مؤبّد باشند ، و نيز وعده مىدهد ايشان را مسكنها و جايهاى خوش .
حسن بصرى گويد از ابو هريره و عمران بن الحصين پرسيدم كه : اين كه خداى تعالى مىگويد : * ( وَمَساكِنَ طَيِّبَةً ) * در اين چيزى ( 2 ) شنيدى ( 3 ) از رسول - عليه السّلام ؟
گفتند : على الخبير سقطت بر دانا ( 4 ) فتادى ، ما رسول را از اين پرسيديم ، گفت :
كوشكى باشد در بهشت به يك پاره از لؤلؤ ، در او هفتاد سراى باشد از ياقوت سرخ ، در هر سراى هفتاد خانه از زمرّد سبز ، در هر خانه هفتاد سرير و بر هر سريرى هفتاد بستر از هر لونى بر هر بسترى جفتى از حور العين ، در هر خانه هفتاد [ خوان نهاده ، بر هر خوانى هفتاد لون طعام ، در هر خانه هفتاد ] ( 5 ) وصيفت ، حق تعالى بندهء مؤمن را چندانى قوّت و شهوت و نهمت دهد كه به يك بامداد بر همه بگردد از طعامها و فراشها . * ( فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ) * در بهشتهاى مقام و جاى ايستادن و خلود ، يقال : عدن بالمكان اذا اقام به ، و منه : المعدن ، و قال الشّاعر :
و ان تستضيفوا الى حكمه ( 6 )
تضافوا الى راجح قد عدن
و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت : عدن ، بهشتى است خاصّ از بهشتهاى خداى ، هيچ چشم مثل آن نديده است و بر خاطر هيچ بشر چنان نگذشته است . در آن جا نباشد جز سه گروه : پيغامبران و صدّيقان و شهيدان . حق تعالى گويد : خنك آن
هامش
( 1 ) . مل * ( إِنَّ اللَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) * .
( 2 ) . آو ، آج ، بم : خبرى .
( 3 ) . مل : شنيديد / شنيدى .
( 4 ) . مل : دانايان .
( 5 ) . اساس : ندارد از آج ، افزوده شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : حمله .