شد قتاده و عطاء خراسانى ( 1 ) گفتند : قتال در ماههاى حرام حرام است ، كارى عظيم بود ، لقوله : قُلْ قِتالٌ فِيه كَبِيرٌ . . . ( 2 ) پس منسوخ شد بقوله : فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ . . . ( 3 ) و بقوله : * ( وَقاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً ) * .
زهرى گفت : حرام بود قتال در ماههاى حرام تا خداى تعالى سورت براءت بفرستاد منسوخ كرد آن را . ابو اسحاق گفت از سفيان ثورى پرسيدم ، گفت : اوّل حرام بود ، اكنون منسوخ است و حجّت آورد به آن كه رسول - عليه السّلام - قتال كرد با هوازن به حنين ( 4 ) و با ثقيف به طايف در شوّال و بعضى ذو القعده . ابن جريج گفت :
عطاء بن ابى رباح را پرسيدم كه : اين حكم منسوخ هست يا نه ؟ يعنى قتال در ماه حرام . سوگند خورد كه منسوخ نيست و بر حكم خود است . و درست آن است كه منسوخ نيست ، براى آن كه دليلى قاطع نيست بر نسخ او و اين آيتها كه آورد ، در او دليل نسخ اين حكم نيست براى آن كه در او ذكر توقيت و تعيين نيست . و مقاتل حيّان گفت : اين ( 5 ) آيت ناسخ است هر آيتى را كه در او رخصتى هست .
قوله تعالى : * ( إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ ) * ابو جعفر و ابن فرج عن البزّى ( 6 ) خواندند : انّما النّسيّ بالتّشديد ، بى همز ، قلب همز كرد ( 7 ) « با » « يا » ، پس ادغام كرد « يا » در « يا » . و باقى قرّاء ، به همز خواندند .
و بر هر دو قراءت وزن او فعيل باشد ، و روا باشد كه مصدر بود ، كالحريق و السّعير ، و اين اسم مصدر بود . و گفتند : فعيل است به معنى مفعول ، كالجريح و القتيل ، اى الشّهر المؤخّر . شبلى ( 8 ) روايت كرد از ابن كثير : « نسى » على وزن « تسع » ، و نسأ ، تأخير باشد ، يقال : نسأت الابل عن الحوض و نسأتها عن ظمئها يوما ، او يومين اذا اخّرتها انسأها نسأ ، و يقول : نسأ اللَّه في اجله و أنسأ [ 76 - پ ] اللَّه اجله ، و منه : النّسيئة لما يؤخّر ثمنها ، و منه المنسأة العصا لأنّ بها تؤخّر . قال اللَّه تعالى : تَأْكُلُ مِنْسَأَتَه » .
امّا معنى نسيء و ابتداى او ، علما در او چند قول گفتند قتاده گفت : در جاهليّت
هامش
( 1 ) . آو : خوراسانى .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 217 .
( 3 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء .
( 4 ) . مج : لب : خيبر .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، آيت .
( 6 ) . مل : النّوفى .
( 7 ) . مج : كردند .
( 8 ) . آو ، بم : شبل مل : سدّى .
( 9 ) . سورهء سبأ ( 34 ) آيهء 14 .