بخريدند به آيات خداى بهايى اندك ، باز داشتند از راه او كه ايشان بد بود آنچه كردند .
[ 53 - ر ]
نگاه نمىدارند در مؤمنى عهدى و نه حرمتى ، ايشاناند كه گذرندگاناند از حد .
اگر توبه كنند و به پاى دارند نيز نماز و بدهند زكات برادران شمااند در دين و تفصيل دهيم ( 1 ) آيتها براى قومى كه بدانند .
و اگر بشكافند ( 2 ) سوگندشان از پس عهدشان و طعنه زنند ( 3 ) در دين شما كارزار كنى با امامان كفر كه ايشان سوگندشان نباشد ، تا همانا ايشان باز استند ( 4 ) .
كارزار نكنى ( 5 ) با گروهى كه بشكنند ( 6 ) سوگندشان و همّت كردند ( 7 ) به بيرون كردن پيغامبر ! و ايشان آغاز كردند نخست بار ، مىترسى از ايشان ! خداى سزاوارتر كه ترسيد از او اگر گروندهاى [ 53 - پ ] .
كارزار كنى با ايشان تا عذاب كند ايشان را خداى به دست ( 8 ) شما و هلاك كند ( 9 ) ايشان [ را ] ( 10 ) و يارى دهد شما را بر ايشان و شفا دهد دلهاى گروهى مؤمنان را .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : پيدا همىكنيم .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آن : بشكنند .
( 3 ) . آج ، لب : عيب كنند .
( 4 ) . استند / ايستند .
( 5 ) . آج ، لب : چرا كارزار نكنى آو ، بم ، آن : نكنى كارزار .
( 6 ) . آج ، لب : بشكستند .
( 7 ) . آج ، لب : آهنگ كردند .
( 8 ) . آج ، لب : به دستهاى .
( 9 ) . آج ، لب : رسوا كند .
( 10 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .