شما كسى را ، تمام كنى با ايشان پيمان ايشان تا به وقتشان كه خداى دوست دارد پرهيزگاران را .
چون برود ( 1 ) ماههاى حرام ، بكشى مشركان را هر جا كه يا بى ايشان را ، و بگيريدشان ( 2 ) و بازدارىشان ( 3 ) و بنشينى براى ايشان بر هر راهى ، اگر توبه كنند و به پاى دارند نماز و بدهند زكات ، رها كنى ( 4 ) ره ايشان ، كه خداى آمرزنده و بخشاينده است .
و اگر كسى از مشركان پناه جويد ( 5 ) ، پناهش ده ( 6 ) تا بشنود سخن خداى ، پس برسان او را به امن گاهش ، آن براى آن است كه ايشان گروهىاند كه ندانند ( 7 ) .
[ 52 - پ ]
چگونه باشد مشركان را پيمانى بنزديك خداى و بنزديك رسولش مگر آنان را كه پيمان كردى نزديك مسجد ( 8 ) حرام مادام تا ايشان راست باشند شما را راست باشى ايشان را كه خداى دوست دارد متّقيان ( 9 ) را .
چگونه ( 10 ) اگر دست يابند بر شما نگاه ندارند در شما عهدى و نه حرمتى خشنود مىدارند شما را به دهنهاشان و كاره است دلهاشان و بيشترينهء ايشان فاسقاند ( 11 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : بيرون شود .
( 2 ) . آو ، بم ، آن : بگيرى ايشان را .
( 3 ) . آو ، بم : باز داريد ايشان را آج ، لب : به حصار اندر كنيدشان .
( 4 ) . آج ، لب : دست بداريد .
( 5 ) . آج ، لب : زنهار خواهد .
( 6 ) . آج ، لب : زنهار دهش .
( 7 ) . اساس : نه دانند / ندانند .
( 8 ) . آج ، لب : منزلت ، محتمل است « مزگت » .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : پرهيزگاران .
( 10 ) . آو ، بم ، مج ، آن و .
( 11 ) . آج ، لب : بىفرماناناند .