* ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * و آنان كه كافر شدند بهرى اولياى بهرىاند ولايت نصرت كه همدست باشند بر آنان كه نه ملَّت ايشان دارند . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد ، ولايت ميراث است كه كافران مادام تا اهل يك ملَّت باشند ميراث گيرند از يكديگر . سدّى گفت آيت در مردى آمد ، كه او گفت : احوال ميراث ما با ( 1 ) مشركان چه باشد ؟ ما از ايشان و ايشان از ما ميراث گيرند يا نه ؟ خداى تعالى اين آيات بفرستاد . ابن زيد گفت : مؤمن نامهاجر از مؤمن مهاجر ميراث نگرفتى و اگر چه برادران بودندى تا رسول - عليه السّلام - مكّه بگشاد آنگه هجرت برخاست و حكم او زايل شد ، ميراث به خويشى و رحم افتاد . قتاده گفت : سبب نزول آيت آن بود كه ، مردى بيامدى و ميان هر دو لشكر فرود آمدى ، گفتى : [ اگر ] ( 2 ) اينان را دست باشد از اينانم ، و اگر ايشان را دست باشد از ايشانم ! حق تعالى اين آيات ( 3 ) فرستاد و بيان كرد كه : از مؤمنان آنگه باشد كه مؤمن بود ( 4 ) ، بقوله : * ( أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) * ، و از كافران آنگه باشد كه از ايشان بود [ 50 - پ ] بقوله : * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) * تا آن كس را حكمى نباشد كه نه از اينان باشد نه از ايشان . * ( إِلَّا تَفْعَلُوه ) * اگر نكنى اين .
عبد الرّحمن بن زيد گفت : اگر رها كنى تا ميراث هم بر قاعدهء اوّل باشد چنان كه بود فتنهاى بود در زمين و فسادى بزرگ . عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه ، اگر ميراث نه چنان بخشى كه من فرمودم فتنهاى باشد . ابن جريج گفت : اگر معاونت و نصرت نكنى يكديگر را ، فتنه و فسادى عظيم ( 5 ) پديد آيد ، و جمله آن است كه ، ضمير فى قوله : * ( إِلَّا تَفْعَلُوه ) * ، راجع است با معنى آنچه در آيات اوّل رفت ، يعنى آنچه در آيات اوّل رفت اگر آن را كار نبنديد فتنهاى باشد و فسادى بزرگ . و قوله :
* ( تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ ) * ، كان ( 6 ) تامّه است ، و المعنى تحدث ، فتنهاى پديد آيد در زمين و فسادى عظيم . آنگه گفت : آنان كه ايمان دارند و مهاجر باشند و مجاهد در راه خداى - جلّ جلاله - و ايوا و نصرت كنند ، در اين آيت در هم پيخت ( 7 ) مهاجر و انصار را و
هامش
( 1 ) . آج ، لب : و .
( 2 ) . اساس : ندارد به قياس نسخهء آو ، و اتفاق نسخهها افزوده شد .
( 3 ) . مل ، آن : آيت .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : آنگه ميراث يابند كه مؤمن باشند .
( 5 ) . مل را .
( 6 ) . اساس : كار به قياس نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 7 ) . آو ، آج ، بم ، آن : درهم آميخت .