عجز ما ديد . عبد اللَّه عبّاس گفت ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت : خداى تعالى مرا پنج چيز داد كه هيچ پيغامبر را نداد پيش از من .
زمين را مسجد ( 1 ) و طهور من كرد تا هر كجا رسم نماز كنم و هر گه كه آب نيابم به خاك تيمّم كنم ، و هيچ پيغامبر را نماز روا نبودى مگر در محرابش .
و مرا ترس دادند در دلهاى دشمنان تا هر كجا من روم ( 2 ) ، يك ماهه راه ترس من از پيش من مىشود .
سديگر آن كه : خداى تعالى پيغامبران را به خاصّه و قوم خود فرستاد جز من كه مرا به جنّ و انس فرستاد .
و پيغامبران ديگر ، خمس از مال ( 3 ) جدا كردندى تا آتش بيامدى و بخوردى آن را و مرا فرمودند تا بر قوم خود قسمت كنم .
پنجم : هر پيغامبرى را مرادى بدادند ، و حاجت من شفاعت من كرد [ ند ] ( 4 ) ذخيره براى امّت من .
* ( فَكُلُوا ) * ، لفظ او ، امر است و مراد اباحت است ، « من » ، شايد تا تبعيض بود و شايد كه تبيين بود و « ما » ، موصوله است بمعنى الَّذى . * ( حَلالًا طَيِّباً ) * ، نصب او بر حال است از مفعول ، يعنى در آن حال كه حلال و پاكيزه است . * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * از خداى بترسيد كه خداى تعالى غفور و رحيم است ، آمرزنده و بخشاينده است .
* ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الأَسْرى ) * ، آنگه امر كرد رسول را - عليه السّلام - گفت ، بگو اين اسيران را كه در دست تواند كه : اگر خداى تعالى در دل شما خيرى داند ، يعنى ايمان ، و گفتند : مراد نيّت و عزم بر خير و طاعت است ، و حمل كردن بر عموم افعال قلوب از باب خير اوليتر باشد .
ابو عمرو خواند و ابو جعفر ( 5 ) : من الاسارى ، باثبات الالف بين السّين و الرّاء ، و باقى قرّاء خواندند : * ( مِنَ الأَسْرى ) * .
* ( يُؤْتِكُمْ خَيْراً ) * ، شما را بدهد به از آن كه [ از ] ( 6 ) شما گرفته باشند ( 7 ) و بر سرى
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : زمين به مسجد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : مى روم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج خود .
( 4 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : ابو حفص .
( 6 ) . اساس : ندارد از آو ، افزوده شد .
( 7 ) . اساس : باشيد به قياس آو ، تصحيح شد .