تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
او فرستاد كه شكستش دادند و اسيرش كردند و به سنجار بردند . قطب الدين محمد ، صاحب سنجار با ملك اشرف و بدر الدين لؤلؤ موافق بود . ولى احمد بن على بن مشطوب ، همين كه به نزد او رسيد ، او را به مخالفت با ملك اشرف برانگيخت . فروخ شاه نيز نظر او را پسنديد و آزادش كرد . پس از آزاد شدن ابن مشطوب گروهى از كسانى كه پى آشوبگرى بودند ، در اطرافش گرد آمدند . اين عده به بقعا از توابع موصل حمله بردند و در آن جا چند قريه را تاراج كردند و به سنجار بازگشتند . بعد همراه ابن مشطوب به تل يعفر رفتند كه تعلق به صاحب سنجار داشت . مىخواستند از آن جا به موصل هجوم برند و قسمتى از خاك موصل را در آن ناحيه غارت كنند . بدر الدين لؤلؤ ، همين كه اين خبر را شنيد ، لشكرى به سوى ابن مشطوب فرستاد . لشكريان موصل با مهاجمان جنگيدند و ابن مشطوب بار ديگر شكست خورد و گريخت و از تل يعفر بالا رفت و از آن جا در برابر ايشان به دفاع از خويش پرداخت . لشكريان موصل او را در تل يعفر محاصره كردند و با وى جنگيدند . بدر الدين لؤلؤ نيز روز سه‌شنبه ، نه روز به پايان ربيع الاول سال 617 باقى مانده ، از موصل روانهء تل يعفر شد و در محاصرهء ابن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 90 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت