مشطوب كوشش بيشترى به كار برد .
چند بار پى در پى به سوى تل يعفر پيشروى كرد تا سرانجام در هفدهم ربيع الآخر اين سال آن جا را گرفت .
ابن مشطوب را نيز دستگير كرد و با خود به موصل برد و در آن جا به زندان انداخت .
بعد ملك اشرف او را از بدر الدين گرفت و در حران زندانى كرد .
ابن مشطوب همچنان در زندان ماند تا ربيع الآخر سال 619 كه درگذشت .
بدين گونه ، خداوند او را به كيفر كارى كه در دمياط با مسلمانان كرده بود ، رساند .
اما ملك اشرف ، پس از آنكه ناصر الدين محمود صاحب حصن اكراد و آمد به فرمان وى در آمد و همچنان كه گفتيم ، آن اميران از اطرافش پراكنده شدند ، از حران به دنيسر رفت .
در آن جا فرود آمد و به شهر ماردين چيرگى يافت و با مردم شهر به ستيزه پرداخت و راه رسيدن خواربار و آذوقه را به شهر بست .
در اين هنگام صاحب شهر « آمد » نيز به نزد او حضور داشت .
ميان ملك اشرف و صاحب ماردين پيك و پيامهائى درباره صلح رد و بدل گرديد و سرانجام صلح كردند بدين قرار كه ملك اشرف رأس عين را با سى هزار دينار پول از او بگيرد .
رأس عين همان جا بود كه ملك اشرف قبلا به صاحب ماردين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: ابن الأثير
ص٩١