تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
واگذاشته بود . ضمنا قرار شد كه ناصر الدين ، صاحب آمد ، نيز موزر را كه جزو شهر شبختان بود ، از او بگيرد . پس از اين كه كار صلح به پايان رسيد ، ملك اشرف از دنيسر روانه نصيبين گرديد و مىخواست از آن جا به موصل برود . در راه بود كه فرستادگان قطب الدين محمد بن زنگى صاحب سنجار وى را ملاقات كردند و به او وعده دادند كه سنجار را تسليم وى كنند و در برابر آن ، شهر رقه را از او بگيرند . سبب واگذارى سنجار اين بود كه قطب الدين صاحب سنجار ، پس از آن كه تل يعفر را از وى گرفتند ، ديگر دلسرد شده بود . از اين گذشته ياران مورد اعتماد و همچنين مشاورانش به وى خيانت مىكردند و به بيم و هراس وى مىافزودند . زيرا او ايشان را تهديد كرده بود و ايشان هم كارش را بسازند پيش از آن كه او كارشان را بسازد . ديگر اين كه او رشتهء خويشاوندى را بريده و برادر خود را ، كه پس از پدرش به فرمانروائى سنجار رسيده بود ، چنان كه ما به خواست خداوند در جاى خود ذكر خواهيم كرد ، كشته و خود به جايش نشسته بود . از اين رو خداوند او را به كيفر كارهاى بدى كه كرده بود رساند و نگذاشت كه از آن فرمانروائى بهره‌ور گردد . بنابر اين هنگامى كه به رفتن ملك اشرف يقين كرد ، در كار خود حيران ماند و سرانجام كسانى را پيش ملك اشرف فرستاد تا سنجار را تسليم وى كند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 92 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت