جامهء سوگوارى را از تنشان بدر آورد .
به همهء مردم نيز يكسان بخشش كرد و ميان فراتر و فروتر و بزرگ و كوچك تفاوتى نگذاشت .
نيكرفتارى پيشه كرد و به دادگسترى نشست و دست ستم را از سر مردم كوتاه ساخت و داد ستمكش را از ستمگر گرفت .
پس از چند روز نيز از سوى خليفهء عباسى ، الناصر لدين اللّه ، فرمان حكومت موصل براى نور الدين ، و فرمان نظارت در كارهاى او براى بدر الدين لؤلؤ رسيد .
همچنين خلعتهائى براى ايشان فرستاده شد .
نمايندگانى هم از سوى فرمانروايان اطراف رسيدند تا در سوگ مرگ ملك قاهر شركت كنند و عهد و پيمانهائى كه از ايشان خواسته شده بود ببندند .
بدين گونه كارهاى هر دو ، يعنى نور الدين و بدر الدين لؤلؤ ، استقرار يافت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٨