پس از آن كه ملك قاهر جان سپرد ، بدر الدين به انجام - كارهاى نور الدين برخاست و او را براى فرمانروائى در قلمرو پدرش به كرسى نشاند .
آنگاه كسى را به حضور خليفهء عباسى ، الناصر لدين اللّه ، فرستاد تا از او براى نور الدين فرمان حكومت و مقام و خلعت بخواهد .
براى فرمانروايان و حكام اطراف هم كه نزديك به ايشان بودند پيام داد و درخواست كرد تا همچنان كه ميان ايشان و پدر نور الدين قرار بوده ، پيمان خود را نسبت به نور الدين تجديد كنند .
بدر الدين لؤلؤ تا همهء كارهاى لازم را انجام نداد ، از پاى ننشست .
او به سوگوارى ملك قاهر پرداخت و سرداران و سپاهيان و تودهء مردم را سوگند داد كه از نور الدين فرمانبردارى كنند .
كرسى فرمانروائى را از تزلزل بود و دگرگونى حفظ كرد چون فرمانرواى جديد خردسال بود و بسيارى از اشخاص بدان مقام چشم طمع دوخته بودند .
در آن شهر عموهاى پدر نور الدين به سر مىبردند . همچنين عم او ، عماد الدين زنگى بن ارسلانشاه در قلعهء عقر حميديه حكومت مىكرد .
او خود را براى فرمانروائى موصل آماده ساخته بود و شكى نداشت در اين كه پس از درگذشت برادرش ، فرمانروائى به دو خواهد رسيد .
ولى بدر الدين لؤلؤ درهاى فتنه را بست و دستها را كوتاه كرد و پى در پى به همه مردم نيكى و مهربانى نمود و خلعت پوشاند و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٧