در اطراف خود نيز خندقى كندند تا مسلمانان نتوانند بر ايشان بتازند . اين رسم هميشگى ايشان بود .
جنگ دمياط را پيگيرى كردند تا كار بر مردم شهر سخت شد و خواربار و توشهء ايشان به پايان رسيد .
از پيكار و ادامه پيكار نيز خسته شدند زيرا فرنگيان چون شمارهء افراد لشكرشان زياد بود دسته دسته به نوبت مىجنگيدند و هر گاه كه دستهاى خسته مىشدند دستهء ديگرى كه خستگى در كرده و تازه نفس بودند به ميدان مىآمدند ولى در دمياط سربازان آنقدر نبودند كه جنگ را در ميان خود نوبتى كنند .
با اين همه چنان ايستادگى كردند و پايدارى نشان دادند كه همانندش شنيده نشده بود .
در ميان آنان كشته و زخمى و مرگ و بيمارى ، بسيار شد .
حلقهء محاصرهاى كه گرداگردشان را فرا گرفته بود تا بيست و هفتم شعبان سال 616 ادامه يافت .
سرانجام آن عده از مردم شهر كه زنده مانده بودند ، چون تعدادشان اندك بود و آذوقه هم نداشتند ، از نگهدارى شهر عاجز شدند .
بنابر اين در تاريخ مذكور ، در برابر وعدهء امان كه از فرنگيان گرفتند شهر را تسليم كردند .
گروهى كه نمىتوانستند حركت كنند در شهر ماندند و گروه ديگر از شهر كوچ كردند و به جاهاى ديگر رفتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٩