چندى همچنان ماندند و نمىدانستند كه چه خبر است .
ولى همين كه كسى آمد و ايشان را از حقيقت حال آگاه ساخت ، سالم و ايمن از رود نيل گذشتند و به خاك دمياط رفتند بى اينكه كسى با ايشان بجنگد يا سد راهشان شود .
گذشتن آنان از رود نيل در بيستم ماه ذى القعده سال 615 روى داد .
همين كه به لشكرگاه مسلمانان رسيدند ، آنچه يافتند به غنيمت بردند .
اين غنائم به اندازهاى زياد بود كه شمارش آنها شمارگران را زبون مىساخت .
ملك كامل بدان جهة از سرزمين مصر دور مىشد كه به هيچيك از لشكريان خويش اعتماد نداشت .
فرنگيان بدون تحمل هيچگونه رنج و سختى آنچه را كه يافتند تصاحب كردند .
از آن جا كه لطف خداى بزرگ شامل حال مسلمانان بود ، اتفاقا ملك معظم عيسى ، پسر ملك عادل ، دو روز پس از حركت برادرش ، ملك كامل ، به دو رسيد در حالى كه لشكريان همه سرگردان بودند .
ملك كامل به ديدن برادر خود ، قوت قلب و پشتگرمى و پايدارى يافت و در منزلى كه قرار گرفته بود ، ماند .
اين با دو با همدستى يك ديگر ابن مشطوب را از مصر به سوى شام راندند .
او نيز به ملك اشرف پيوست و در شمار سرداران وى در آمد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٧