دشمن از هر سو ايشان را احاطه كرده بود و اگر ملك كامل مىگذاشت كه آنها از مصر بروند شهرهاى مصر چنان تهى مىشد كه ديگر پرنده در آنها پر نمىزد .
ولى از مهاجرت مصريان جلوگيرى شد و آنان بر جاى خود ماندند .
ملك كامل پى در پى به دو برادر خويش ، ملك معظم عيسى فرمانرواى دمشق و ملك اشرف موسى بن عادل ، صاحب جزيره ابن عمر و ارمنستان و غيره ، نامه نگاشت و از آن دو يارى خواست .
آن دو را تشويق كرد كه يا شخصا براى جنگ حضور يابند ، و يا اگر نمىتوانند خودشان حاضر شوند ، لشكرهائى برايش بفرستند .
ملك معظم عيسى ، فرمانرواى دمشق ، خود به نزد ملك اشرف موسى رفت كه در حران بود و ديد او نمىتواند كمكى بكند چون گرفتار دردسرى است كه در نتيجهء اختلاف مردم پيش آمده و بسيارى از كسانى كه فرمانبردار وى بودند ، از فرمانش سرباز زدهاند .
ما در اين باره ، به خواست خداوند ، ضمن شرح وقايع سال 615 ، هنگام درگذشت ملك قاهر صاحب موصل ، توضيح خواهيم داد .
بارى ، ملك اشرف براى رفع اختلافات از حران فرا - خوانده شد .
او نيز از برادر خويش پوزش خواست و بازگشت ، و كار فرنگيان همچنان به حال خود باقى ماند .
اختلافات و ناسازگارىهائى كه در شهرهاى ملك اشرف وجود داشت ، رفته رفته از ميان رفت و حكامى كه از فرمان او سرباز زده بودند بار ديگر به فرمان وى در آمدند و تا سال 618 كارها بر او
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٢