ولى همين كه به بوره رسيدند ، روبروى او واقع شدند و در آب با او به جنگ پرداختند و چند بار به سوى او پيشروى كردند .
ولى هيچ سودى نبردند .
زندگى مردم دمياط نيز به هيچ روى دگرگون نشد زيرا خواربار و كمك پى در پى براى ايشان مىرسيد .
رود نيل نيز ميان ايشان و فرنگيان حائل بود . از اين رو دشمن به ايشان دسترس نداشت و آزارى به ايشان نمىرسيد .
دروازههاى دمياط گشوده بود و شهر از محاصره در تنگنا نمىافتاد و زيان نمىديد .
چنان كه خداى بزرگ و توانا مىخواست ، اتفاقا ملك عادل در ماه جمادى الآخر سال 615 ، چنان كه انشاء اللّه در جاى خود شرح خواهيم داد ، در گذشت .
با مرگ او روحيهء مردم ضعيف شد . زيرا او سلطان راستين بود و تسلط واقعى داشت ، و فرزندان او نيز اگر فرمانروائى داشتند باز به حكم او و دستور او كار مىكردند ، و او بود كه آنان را به فرماندارى شهرها مىگماشت .
در چنين هنگامى كه مسلمانان سرگرم جنگ با دشمنان بودند ، ملك عادل از جهان رفت .
از جمله سردارانى كه در مصر به سر مىبردند ، سردارى بود كه عماد الدين احمد بن على خوانده مىشد و معروف به ابن مشطوب بود .
از كردان هكاريه به شمار مىرفت و بزرگترين امير در مصر بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 45
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٥