گونه ، اسيران مسلمان كشته مىشدند و مغولان از كشته شدن بر كنار مىماندند .
چند روز مغولان براى گرفتن مراغه معطل شدند و سرانجام با پافشارى و سرسختى بسيار آن را در چهارم ماه صفر گرفتند .
پس از تصرف شهر به روى مردم شمشير كشيدند و به قدرى كشتند كه از اندازه و شمار بيرون بود .
از دارائى مردم شهر نيز هر چه به دردشان مىخورد به يغما مىبردند و هر چه به كارشان نمىآمد مىسوزاندند .
برخى از مردم شهر گريختند و در بيغولهها پنهان شدند .
از اين رو مغولان اسيران را مىگرفتند و به آنان مىگفتند :
« در محلهها جار بزنيد كه مغولان ديگر رفتهاند . »
آنها هم ناچار بدين دستور رفتار مىكردند .
كسانى كه پنهان شده بودند ، همين كه خبر رفتن مغولان را مىشنيدند از نهانگاههاى خود بيرون مىآمدند .
در اين هنگام مغولان آنها را مىگرفتند و مىكشتند .
شنيدم كه يك زن مغول به درون خانهاى رفت و چند تن از اهل خانه را كشت .
همه گمان مىبردند كه او مرد است .
وقتى كه سلاح خود را به زمين گذاشت معلوم شد كه زنى است . از اين رو ، مردى كه آن زن اسيرش كرده بود ، به دو حمله برد و او را كشت .
همچنين از يكى از اهالى مراغه شنيدم كه مردى مغولى داخل محلهاى شد كه در آن صد نفر مرد بودند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٨