تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
گونه ، اسيران مسلمان كشته مىشدند و مغولان از كشته شدن بر كنار مىماندند . چند روز مغولان براى گرفتن مراغه معطل شدند و سرانجام با پافشارى و سرسختى بسيار آن را در چهارم ماه صفر گرفتند . پس از تصرف شهر به روى مردم شمشير كشيدند و به قدرى كشتند كه از اندازه و شمار بيرون بود . از دارائى مردم شهر نيز هر چه به دردشان مىخورد به يغما مىبردند و هر چه به كارشان نمىآمد مىسوزاندند . برخى از مردم شهر گريختند و در بيغوله‌ها پنهان شدند . از اين رو مغولان اسيران را مىگرفتند و به آنان مىگفتند : « در محله‌ها جار بزنيد كه مغولان ديگر رفته‌اند . » آنها هم ناچار بدين دستور رفتار مىكردند . كسانى كه پنهان شده بودند ، همين كه خبر رفتن مغولان را مىشنيدند از نهانگاه‌هاى خود بيرون مىآمدند . در اين هنگام مغولان آنها را مىگرفتند و مىكشتند . شنيدم كه يك زن مغول به درون خانه‌اى رفت و چند تن از اهل خانه را كشت . همه گمان مىبردند كه او مرد است . وقتى كه سلاح خود را به زمين گذاشت معلوم شد كه زنى است . از اين رو ، مردى كه آن زن اسيرش كرده بود ، به دو حمله برد و او را كشت . همچنين از يكى از اهالى مراغه شنيدم كه مردى مغولى داخل محله‌اى شد كه در آن صد نفر مرد بودند .