گاهى نيز مىگفتند در اطراف شهرهاى فارس وارد شده و درگذشته و خبر مرگش را در پرده نگه داشتهاند تا مغولان دنبال او بدانجا نروند .
گاهى نيز گفته مىشد كه به مازندران برگشته و سوار كشتى شده و در جزيرهاى در دريا از جهان رفته است .
بعد به تحقيق معلوم شد كه در درياى مازندران زندگى را بدرود گفته است .
اين مصيبت بزرگى است كه سرزمين پهناورى مانند خراسان و عراق عجم آزاد و بىصاحب بيفتد و هيچ مانعى براى دست اندازى بدان در بين نباشد و سلطانى نداشته باشد كه از آن دفاع كند و چنان دشمنى شهرها را بكاود و هر چه خواست برگيرد و هر چه خواست بگذارد .
اين دشمنان از هر شهرى كه گذشتند آن را ويران كردند و آتش زدند و هر چه را كه لازم داشتند به يغما بردند و هر چه را كه به كارشان نمىآمد ، آتش زدند .
تلهائى از ابريشم بر روى هم مىانباشتند و آن را مىسوزاندند .
همچنين ، كالاهاى ديگرى را هم كه به دردشان نمىخورد ، آتش مىزدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٥