نامههاى خليفه عباسى ، الناصر لدين اللّه ، و فرستادگان او نيز به بدر الدين فرمانرواى موصل و مظفر الدين صاحب اربل رسيدند .
خليفه در اين نامهها به ايشان دستور مىداد كه با لشكريان خود به شهر دقوقا بروند تا از هجوم مغولان جلوگيرى كنند زيرا چه بسا كه مغولان به سبب دشوارى عبور از كوههاى اربل راه خود را به سوى دقوقا بيندازند و به عراق راه يابند .
مظفر الدين در ماه صفر به راه افتاد . گروهى از لشكر موصل نيز همراهش روانه شدند .
بسيارى از سربازان داوطلب هم ايشان را پيروى كردند .
خليفه ، همچنين براى ملك اشرف پيام فرستاد و دستور داد كه شخصا با لشكريان خويش حضور يابد تا همه براى روبرو شدن با مغولان و جنگ با ايشان آماده شوند .
ولى اين زمان مصادف بود با هنگامى كه ملك معظم ، پسر ملك عادل از دمشق پيش برادر خود ، ملك اشرف ، كه در حران اقامت داشت ، رفته بود تا از او براى جنگ با فرنگيانى كه در مصر بودند يارى جويد .
او از ملك اشرف مىخواست كه شخصا حاضر شود تا همه به مصر بروند كه شهر دمياط را از چنگ فرنگيان آزاد كنند .
از اين رو ، ملك اشرف ، گرفتارى برادر خود و نيرومندى فرنگيان را براى خليفه باز گفت و عذر خواست زيرا اگر به برادر خود كمك نمىكرد ، شهر دمياط و نواحى ديگر از دستشان بيرون مىرفت .
آنگاه شروع به گردآورى سپاه و تجهيز آنها براى رفتن به
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٠