« بهتر است نخست به منبج و شهرهاى ديگر حمله بريم و آن جاها را بگيريم تا در پشت سر ما ديگر چيزى باقى نماند . »
انديشهء او از اين سخنان وقت گذرانى بيهوده بود .
بنابر اين از تل باشر به طرف منبج رهسپار گرديد .
ملك اشرف نيز به سوى ايشان روى آورد .
تازيان پيشاپيش لشكر او حركت مىكردند .
دستهاى از لشكر كيكاوس هم كه نزديك به هزار سوار مىشدند ، از مقدمهء لشكر او پيش افتاده بودند .
اين دسته با تازيان و لشكريان ديگر ملك اشرف كه همراه تازيان بودند ، روبرو شدند و به جنگ پرداختند .
در نتيجه ، شكست خوردند و گريزان پيش كيكاوس برگشتند .
تازيان نيز به سبب تيز رفتارى اسبانى كه داشتند و روگردان شدن اسبان و سربازان رومى ، ايشان را دنبال نمودند و تا توانستند از ايشان اسير گرفتند و غارت كردند .
همين كه ياران كيكاوس ، به حال فرار پيش وى برگشتند ، او نيز پايدارى نكرد بلكه روى گرداند و ترسان و لرزان گريخت و شتابان راه خود را مرحله به مرحله پيمود و به سوى شهرهاى خود رفت و همين كه بدان حدود نزديك شد ، ايستاد .
اين كار را بدان جهة كرد كه نوجوان بود و از فن جنگ آگاهى نداشت و گرنه تازه پيشروان دو لشكر به يك ديگر حمله برده بودند و نتيجهء جنگ به اين زودى معلوم نمىشد .
پس از آن ملك اشرف به راه افتاد و قلعهء رعبان را گرفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٦