تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
« بهتر است نخست به منبج و شهرهاى ديگر حمله بريم و آن جاها را بگيريم تا در پشت سر ما ديگر چيزى باقى نماند . » انديشهء او از اين سخنان وقت گذرانى بيهوده بود . بنابر اين از تل باشر به طرف منبج رهسپار گرديد . ملك اشرف نيز به سوى ايشان روى آورد . تازيان پيشاپيش لشكر او حركت مىكردند . دسته‌اى از لشكر كيكاوس هم كه نزديك به هزار سوار مىشدند ، از مقدمهء لشكر او پيش افتاده بودند . اين دسته با تازيان و لشكريان ديگر ملك اشرف كه همراه تازيان بودند ، روبرو شدند و به جنگ پرداختند . در نتيجه ، شكست خوردند و گريزان پيش كيكاوس برگشتند . تازيان نيز به سبب تيز رفتارى اسبانى كه داشتند و روگردان شدن اسبان و سربازان رومى ، ايشان را دنبال نمودند و تا توانستند از ايشان اسير گرفتند و غارت كردند . همين كه ياران كيكاوس ، به حال فرار پيش وى برگشتند ، او نيز پايدارى نكرد بلكه روى گرداند و ترسان و لرزان گريخت و شتابان راه خود را مرحله به مرحله پيمود و به سوى شهرهاى خود رفت و همين كه بدان حدود نزديك شد ، ايستاد . اين كار را بدان جهة كرد كه نوجوان بود و از فن جنگ آگاهى نداشت و گرنه تازه پيشروان دو لشكر به يك ديگر حمله برده بودند و نتيجهء جنگ به اين زودى معلوم نمىشد . پس از آن ملك اشرف به راه افتاد و قلعهء رعبان را گرفت .