وقايع سال 614 بيان كرديم ، ملك عادل رهسپار مرج الصفر شد و هنگامى كه فرنگيان به سرزمين مصر رفتند ، او به عالقين منتقل گرديد .
در آن جا ماند و بيمار شد و درگذشت .
پيكرش را از آن جا به دمشق بردند و در آرامگاهى كه براى خويش در دمشق ساخته بود ، به خاك سپردند .
مردى بود خردمند ، داراى انديشهاى استوار و فريب و نيرنگ بسيار ، شكيبا ، بردبار و با گذشت چنان كه اگر سخنى ناگوار مىشنيد چنان چشمپوشى مىكرد كه گفتى اصلا نشنيده است .
آنجا كه لازم بود پول خرج كند ، بسيار خرج مىكرد و از پرداخت هيچ پولى باز نمىايستاد ولى آنجا كه نيازى به خرج نبود ، خرج نمىكرد .
عمر او به هفتاد و پنج سال و چند ماه مىرسيد زيرا در محرم سال 540 به جهان آمده بود .
دمشق را در ماه شعبان سال 592 از برادرزادهء خود ملك افضل گرفت .
مصر را هم در ربيع الآخر سال 596 از او گرفت .
از شگفتىهائى كه من دربارهء خوشبختى و بدبختى اين و آن و ناهمآهنگى سرنوشتها ديدم ، يكى اين بود كه ملك افضل به هر سرزمينى كه دست يافت عمويش ملك عادل جا را از او گرفت .
نخست صلاح الدين ايوبى به سال 586 ، پس از درگذشت تقى الدين ، شهرهاى حران و رها و ميافارقين را به پسر خود ، ملك
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٩