هشت جفت از ميش دو ، و از بز دو ، بگو آيا دو نر را به حرام كرده است ( 1 ) يا دو ماده را يا آنچه گرد آمد بر او رحمهاى دو ماده ؟ خبر دهى ( 2 ) ما را ( 3 ) به دانش كه ( 4 ) راست مىگويى .
و از شتر دو ، و از گاو دو ، بگو دو نر را حرام كرد يا دو ماده را يا آنچه گرد آمد بر او رحمهاى دو ماده يا شما بودى ( 5 ) حاضر چون اندرز كرد شما را خداى [ به اين ] ( 6 ) كيست ظالمتر ( 7 ) از آن كه فرا بافد بر خداى دروغ ( 8 ) تا گمراه كند مردمان را بىدانش [ بدرستى كه ] ( 9 ) خداى راه ندهد گروه ستمكاران را .
بگو كه نيابم در آنچه وحى كردند ( 10 ) به من حرامى برخورندهاى كه بخورد مگر كه باشد مردارى يا خونى ريخته ( 11 ) يا گوشت خوك كه آن پليد است يا چيزى برون فرمان خداى بر آن نام جز خداى هر كه را ضرورت باشد نه بغى كننده و نه تعدّى كننده ، خداى تو آمرزنده و بخشاينده است .
و بر آنان كه جهود شدند حرام كرديم هر چه از او ناخن
هامش
( 1 ) . وز : حرام كرد .
( 2 ) . مج ، وز ، آف : خبر دهيد .
( 3 ) . مج ، وز : مرا .
( 4 ) . مج ، وز : اگر .
( 5 ) . مج ، وز ، آف : بوديد .
( 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، افزوده شد .
( 7 ) . مج ، وز ، لت : بيدادگرتر آج ، لب : ستمكارتر .
( 8 ) . آن : دروغ .
( 10 ) . مج : كردهاند .
( 11 ) . مج : روان .