است ، بعضى دگر گفتند : مراد همه است ، و نيز احشاى شكم ، و اين قول عامتر است و به فايده ( 1 ) بيشتر ( 2 ) . و مراد به خالصة لذكورنا ، تخصيص ذكور است به آن دون ( 3 ) اناث نه نفى شوب ( 4 ) و اختلاط .
و در دخول « تا » در خالصة ، سه وجه گفتند : يكى آن كه مبالغت راست ، كقولهم : علَّامة و نسّابة ، و يكى آن كه بمنزلهء « تا » است كه در مصدر شود ، كالعافية و العاقبة ، و يكى آن كه مراد به [ ما ] ( 5 ) اناث بچّگان است ، و قول اوّل بهتر است ، و يقال : فلان خالصة فلان و خلصانه ، و بعضى اهل لغت گفتند كه :
اشتقاق ذكر از ذكر است كه شرف باشد ، لشرف الرّجال على النّساء لقوله : وَإِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ ( 6 ) .
و ان يكن [ 118 - ر ] ميتة ، ابن كثير خواند : « يكن » بالياء ، « ميتة » بالرّفع بر آن كه « كان » تامّه باشد [ و معنى آن كه اگر حاصل آيد و واقع مردهاى ، و اگر چه فعل را اسناد به او كرد ، « يا » گفت ، براى آن كه گفت : تأنيث حقيقى نيست . و ابن عامر و ابو جعفر « تكن » بالتّاء ، « ميتة » بالرّفع براى آن كه « كان » تامّه باشد ] ( 7 ) . و در لفظ « تا » ى تأنيث هست ، تكن اوليتر باشد . و أبو بكر عن عاصم خواند : « تكن » بالتّاء ، « ميتة » بالنّصب بر ( 8 ) آن كه بچّه ماده باشد ، و « كان » ناقصه باشد ، و باقى قرّاء خواندند :
« يكن » بالياء ، « ميتة » بالنّصب ، بر تقدير آن كه : و ان يكن الولد ميتة ، و گفتند : اگر چنان باشد كه آنچه بزايد مرده باشد ، زنان و مردان از آن بخورند و همه را حلال باشد .
آنگه حق تعالى گفت : من جزا دهم ايشان را به اين وصف كه كردند و اين دروغ كه گفتند ، و « با » بيفگند ( 9 ) ، فعل به وصف رسيد و در او عمل كرد و مفعول به
هامش
( 1 ) . مل نزديكتر و .
( 2 ) . آج ، لب است .
( 3 ) . مج ، وز : در .
( 4 ) . مج ، وز : ثبوت .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 44 .
( 7 ) . اساس ، مج : ندارد ، با توجّه به وز ، مل افزوده شد .
( 8 ) . اساس : و ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد لب : براى .
( 9 ) . آن و .