عبد اللَّه عبّاس گفت و محمّد بن الحنفيّه و زيد بن اسلم و حسن بصرى و طاووس ( 1 ) و جابر بن زيد و قتاده و ضحّاك : مراد زكات است و چون چنين باشد امر بر وجوب بود ، و از باقر - عليه السّلام - روايت است ، و عطا و مجاهد و عبد اللَّه عمر و سعيد بن جبير و ربيع و انس گفتند : مراد آن است كه از درخت بيفتد ( 2 ) آن به درويش بايد دادن بر سبيل صدقه ، و اصحاب ما روايت كردند كه آن دسته باشد كه به وقت درو كردن ( 3 ) به درويش دهند ، برون ( 4 ) زكات .
ابراهيم و سدّى گفتند : آيت منسوخ است به فرض زكات ، ( 5 ) روز درو نبايد دادن و نيز گفت براى آن كه استقرار فرض زكات در مدينه بود و اين سوره مكّى است و نيز آن كه روايت كردهاند كه :
الزّكات نسخت كلّ صدقة
كه زكات همه صدقات را منسوخ كرد ، يعنى وجوب زكات . و بعضى دگر گفتند : يوم حصاده ، وقت وجوب باشد ، و يوم رفعه وقت دادن و بنزديك ما عند بدوّ صلاح زكات واجب شود و دادن به وقت ارتفاع باشد . * ( وَلا تُسْرِفُوا ) * [ 119 - پ ] و اسراف مكنيد . در او چند قول گفتند :
يكى آن كه توانگران در آن عهد در دادن اسرف كردندى تا محتاج شدندى تا روايت كردهاند كه ثابت بن قيس بن الشّمّاس ( 6 ) را پانصد درخت خرما بود به وقت ارتفاع همه را بداد و براى عيال هيچ باز نگرفت ، خداى تعالى از اين نهى كرد و رسول - عليه السّلام - گفت :
ابدأ به من تعول ( 7 )
ابتدا به عيال خود كن ، مقاتل و عطيّه عوفى گفتند : براى بتان چيزى مدهى ( 8 ) . زهرى گفت : در معصيت خرج مكنيد . مجاهد گفت : اگر كوه ابو قبيس زر گردد كسى را باشد به صدقه بدهد اسراف نباشد و اگر مدّى در معصيت بدهد اسراف باشد و از آن جاست كه حاتم طائى را گفتند : لا خير فى السّرف ، گفت : لا اسراف فى الخير . و الاسراف التّبذير ، و السّرف الخطاء .
هامش
( 1 ) . لت : كاووس .
( 2 ) . مج ، وز ، لت : بيوفتد .
( 3 ) . مل ، درويدن .
( 4 ) . آج ، لب : لت ، آن : بيرون .
( 5 ) . لت براى آن كه .
( 6 ) . لب ، بم ، آف ، آن : سماس .
( 7 ) . اساس ، آج ، لب ، بم : يعول با توجّه به مج ، تصحيح شد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آف : مدهيد .