خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ( 1 ) اى ساقطة على سقوفها ، و سقف را براى بلندى عرش خوانند .
* ( وَغَيْرَ مَعْرُوشاتٍ ) * ، و آنچه بر خلاف اين باشد و محلّ او بر نصب است بر صفت جنّات . * ( وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ ) * ، عطف است بر جنّات اى و انشا النّخل و الزّرع و درختان خرما نيز بيافريد و زرع برويانيد * ( مُخْتَلِفاً أُكُلُه ) * ، نصب او بر حال است و اگر چه هنوز مأكول نيست و مثله قولهم : مررت برجل معه صقر صائدا به غذا اى مقدّرا الصّيد ( 2 ) غدا ، و گفتند مراد به اكل ميوه آن است ، و بر اين وجه به تاويل حاجت نباشد .
* ( وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ ) * و زيتون و نار يعنى درختان او نيز عطف است بر مقدّم * ( مُتَشابِهاً وَغَيْرَ مُتَشابِه ) * ، نصب او بر حال است يعنى بهرى با بهرى ماند از اين درختان در تكاثف اغصان و با برگرفتن به ميوه و با يكدگر نماند در دگر اوصاف ، و گفته [ اند ] ( 3 ) : مشتبها فى اللَّون و الشّكل غير متشابه فى الطَّعم ، در شكل و لون با يكديگر ماند ( 4 ) ، در طعم با يكديگر نماند بل طعمشان مختلف باشد . * ( كُلُوا مِنْ ثَمَرِه إِذا أَثْمَرَ ) * ، صورت امر است و مراد اباحت ، گفت : بخورى ( 5 ) از ميوهء او چون ميوه بيارد . * ( وَآتُوا حَقَّه يَوْمَ حَصادِه ) * و حقّ او بدهى ( 6 ) آن روز كه بدروى ( 7 ) . اهل بصره و ابن عامر و عاصم خواندند : حصاده به فتح « حا » و باقى قرّاء به كسر ، و اين هر دو لغت است .
سيبويه گفت : مصادرى كه بر اينها ( 8 ) زمان آمد آن را بر وزن فعال گفتند كالجداد و الجذاذ ( 9 ) ، و الصّرام و القطاع و الحصاد و فتح نيز روا باشد در او ، در اين ( 10 ) حق خلاف كردند .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 259 .
( 2 ) . مج ، آج ، لب ، لت به .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : مانند .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، آف : بخوريد .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، آف : بدهيد .
( 7 ) . مج ، وز ، مل ، آف : بدرويد .
( 8 ) . آج ، انتها .
( 9 ) . آج : الجزام لب ، بم : الجراد .
( 10 ) . لب : دين .