تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
تعظيم اين روز ، هر كه اين روز معصيت كند و جز به طاعت مشغول باشد او را عذاب كنم ، و ايشان را نهى كرد از آن كه روز شنبه ماهى گيرند . چون روز شنبه بودى ، چندان ( 1 ) ماهى پديد آمدى بر روى آب بزرگ و ( 2 ) نيكو و ( 3 ) فربه با شكمها چون شكمهاى شتران ( 4 ) آبستن ، و بر يكديگر مىافتادند از بسيارى چنان كه روى آب بپوشيدندى . ايشان آن مىديدند [ ى ] ( 5 ) و زهره نداشتندى كه يكى را تعرّض رسانند ( 6 ) . و چون شنبه بگذشتى ( 7 ) يك ماهى روى ننمودى در طول هفته تا ديگر ( 8 ) روز شنبه آمدى ماهيان همچنان انبوه شدندى . روزگارى بر اين بر آمد ، شيطان ايشان را وسواس كرد و گفت : اى بيچارگان بىتدبيران ، شما را نهى از روز شنبه كرده‌اند . پيرامن اين دريا حوضها و جايگاهها ( 9 ) بكنى و آب دريا ( 10 ) را راه ( 11 ) به دو ( 12 ) كنى ( 13 ) روز آدينه تا ماهيان در آن حوضها و جايها ( 14 ) شوند ( 15 ) روز شنبه ، آنگه به آخر روز راه ببندى ( 16 ) بر ايشان تا باز پس نتواند شد [ ن ] ( 17 ) ، آنگه روز يك شنبه بگيرى ( 18 ) . ايشان ( 19 ) گفتند : اين چاره‌اى لطيف است . همچنان كردند ، روز [ 207 - پ ] آدينه حوضها پر آب كردند و روز شنبه پر از ماهى شد ( 20 ) ، و آخر روز راه بگرفتند و روز يك شنبه همه را بگرفتند ( 21 ) ، اين معنى پيشه كردند و بر دست گرفتند .
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل ، لت : چندانى . ( 3 - 2 ) . مج ، وز ، مل ، لت : ندارد . ( 4 ) . مل : شتر . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : تعرّض كنند . ( 7 ) . اساس : بگزشتى ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 8 ) . مج ، وز ، مل ، لت : تا دگر باره . ( 9 ) . مج ، وز : جايها ، مل : چاهها ، لت : جويها . ( 10 ) . مج ، وز : ندارد . ( 11 ) . مج ، وز : ره . ( 12 ) . مل : بدان ، اساس در بالاى كلمه افزوده است : « راه » ، با توجّه به مج ، وز زايد مىنمايد . ( 13 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : كنيد . ( 14 ) . مل : چاهها . ( 15 ) . مل : روند . ( 16 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، آف ، آن : ببنديد . ( 18 - 17 ) . مج ، مل ، آج ، لب : بگيريد . ( 19 ) . آج ، لب ، لت را . ( 20 ) . اساس و ، با توجّه به مج ، وز زايد مىنمايد . ( 21 ) . مل و .