بدل كردند ( 1 ) آنان كه ستم كردند از ايشان گفتارى جز آن كه گفتند ايشان را بفرستاديم ( 2 ) بر ايشان عذابى از آسمان به آن ظلم كه كردند .
( 3 )
و بپرس ايشان را از [ آن ] ( 4 ) ده كه ( 5 ) بود حاضر دريا ( 6 ) چون نافرمانى كردند در شنبه چو [ ن ] ( 7 ) به ايشان آمدندى ( 8 ) ماهيان [ ايشان ] ( 9 ) روز شنبهشان راه برگرفته و ( 10 ) روزى كه شنبه نكردندى نيامدندى ( 11 ) به ايشان ، چنين آزموديم [ ايشان را ] ( 12 ) به آنچه كردند از فسق و نافرمانى .
قوله تعالى : * ( وَلَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ ) * - الاية ، حق تعالى بر سبيل توسّع و تجوّز سكون غضب را سكوت نام نهاد و اگر چه خشم كن ( 13 ) سخن نگويد ، براى آن كه مردم خشم رسيده در حال فورت خشم كه خشم او مىجوشد ، پندارى خشم او سخن مىگويد از آنچه در دل و نفس اوست . چون فورت به جاى كلام بود ، سكون به جاى سكون بگفت ، و اين از لطيف ( 14 ) تشبيه است . و سكون و سكوت از يك وادى است من حيث المعنى و من حيث المقاربه ، براى آن كه « تاء » قريب المخرج [ است ] ( 15 ) به « نون » و سكوت تسكين آلت كلام باشد .
چون خشم موسى - عليه السّلام - ساكن شد ، آن الواح بيفگنده بر گرفت .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : تغيير كردند .
( 2 ) . آج ، لب : پس فرستاديم .
( 3 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، لت : و اسئلهم .
( 15 - 12 - 9 - 7 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 5 ) . مج : ديه كه ، آج ، لب : شهر كه .
( 6 ) . آج ، لب : نزديك دريا .
( 8 ) . آف : آمدند ، لت : آمدى .
( 10 ) . وز ، لت آن .
( 11 ) . آج ، لب : نمىآمد ، لت : نيامدى .
( 13 ) . مج ، وز ، آن ، لت : ندارد .
( 14 ) . لت : و اين لطف .