[ كينه كشيديم از ايشان ] ( 1 ) ، غرقه كرديم ايشان را در دريا به آن كه ايشان به دروغ داشتند آيات ما را و بودند از آن غافلان ( 2 ) .
و به ميراث داديم ( 3 ) آن قوم را [ كه ] ( 4 ) آنان » [ را ] ( 6 ) ضعيف ( 7 ) گرفته بودند مشرقهاى زمين و مغرب آن ( 8 ) ، آن كه بركت كرديم در آن و تمام شد سخن خداى تو به نيكوتر ( 9 ) بر بنى اسرائيل به آن صبر كه كردند ، و هلاك كرديم آنچه مىكرد فرعون و گروه او و آنچه مىكردند از بناها ( 10 ) .
بگذرانديم ( 11 ) فرزندان يعقوب را به دريا ، آمدند بر گروهى كه مقيم بودند ور ( 12 ) بتانى كه ايشان را بود ، گفتند اى [ موسى ] ( 13 ) كن ما را خدايى چنان كه هست ايشان را خدايان ( 14 ) گفت شما مردمانى نادانى ( 15 ) .
اينان را هلاك كرده است آنچه ايشان در آنند و باطل است آنچه مىكنند .
گفت جز خداى بجويم ( 16 ) شما را خدايى ؟ و او تفضيل داد شما را بر جهانيان .
هامش
( 6 - 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . مج ، وز ، بم ، آف ، لت : غافل .
( 3 ) . مج ، وز ، لت : بداديم .
( 5 ) . مج ، وز ، لت : ايشان .
( 7 ) . مج ، وز : ضعف .
( 8 ) . مج ، وز ، لت : و مغربهايش .
( 9 ) . مج ، وز ، لت : خداى نيكوتر ، بم ، آف : به نيكويى .
( 10 ) . مج ، وز بلند .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : بگذارنيديم .
( 12 ) . مج ، وز : بر ، آن : در .
( 14 - 13 ) . مج ، وز : خداى ، آج ، لب : بتانى ، لت : خدايانى .
( 15 ) . مج ، وز ، آف : نادانيد .
( 16 ) . مج ، وز ، آف ، لت : نجويم .