تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و منه العقار لأنّه اصل المال . * ( وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ ) * ، و عتوّ كردند از فرمان خداى ، و « عتوّ » غلوّ باشد در عصيان ، و منه قولهم : جبّار عات العتوّ علوّ السّنّ ، و منه قوله : قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ( 1 ) ، يعنى سر بكشيدند از فرمان خداى و تعدّى كردند در طغيان و عصيان ، و گفتند : اى صالح بيار آنچه ما را به آن وعده مىدهى از عذاب اگر پيغامبرى ! * ( فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ ) * ، بگرفت ايشان را رجفه ، يعنى صيحه و زلزله . و اصل « رجفه » حركتى باشد سخت با آواز ، قال الاخطل ( 2 ) :
اما تريني حياة الشّيب ( 3 ) من كبر كالنّسر ارجف و الانسان مهدود
* ( فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ ) * ، أى مقيمين ميّتين ، در سراها بر جاى بماندند يعنى مرده ، و براى آن « دارهم » موحّد گفت - و اگر چه جمع بود - كه مراد بلد و شهر است و آن يكى بود . و وجهى دگر آن است كه : بر طريق جنس گفت ، و لفظ جنس صالح باشد واحد را و جمع را و اصل « جثوم » البروك على الرّكب باشد ، به زانو در آمدن باشد و فروختن مرغ باشد . [ قال جرير - شعر .
عرفت المنتأى و عرفت منها مطايا القدر كالحدء الجثوم ] ( 4 )
* ( فَتَوَلَّى عَنْهُمْ ) * ، صالح - عليه السّلام - چون از ايشان آن ديد و آن شنيد از ايشان ، آيس شد و روى از ايشان بگردانيد و اعراض كرد از ايشان و گفت : يا قوم ، من پيغام خداى به شما رسانيدم و بر پيغامبر همين باشد ، و نصيحت كردم شما را و لكن شما نصيحت كنندگان را دوست ندارى ( 5 ) . قوله : * ( فَتَوَلَّى عَنْهُمْ ) * ، يعنى چون وقت نزول عذاب بود از ميان ايشان به در آمد ، و شايد تا كنايت بود از يأس و قطع طمع از ايمان ايشان .
هامش
( 1 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 8 . ( 2 ) . مج ، وز ، مل شعر . ( 3 ) . التبيان ( 4 / 485 ) : امّا تريني حناني الشّيب . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . مج ، وز ، مل : نداريد .