* ( ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ ) * ، در معنى او دو قول گفتند : عبد اللَّه و عبّاس و ضحّاك و سدّى گفتند عرب را اعتقاد چنان بود كه زنا كردن آشكارا نشايد ، پنهان شايد . حق تعالى گفت :
از زنا اجتناب كنيد پنهان و آشكارا ، و ( 1 ) باقر - عليه السّلام - گفت : ما ظهر زناست ، و ما بطن دوستى مردان با زنان بر وجه مخادنت ( 2 ) و عاشق و معشوقى ، و گفتهاند :
عام است در جمله فواحش ظاهر و باطن و اين اوليتر است لعموم الفايدة . آنگه از جملهء محرّمات گفت : * ( وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّه إِلَّا بِالْحَقِّ ) * و مكشى ( 3 ) نفسى را كه خداى تعالى به حرام كرده است كشتن آن مگر به حق [ 125 - ر ] و حق آن باشد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
لا يحلّ دم امرئ مسلم الَّا لإحدى خصال اربع كفر بعد ايمان و زنا بعد احصان و رجل عمل عمل قوم لوط و رجل قتل نفسا به غير نفس ،
گفت خون مرد كه مسلمان ( 4 ) حلال نباشد الَّا براى خصلتى از چهار خصلت مردى : مردى كه كافر شود پس ( 5 ) ايمان ، و مردى كه زنا كند پس ( 6 ) احصان ( 7 ) و مردى كه عمل قوم لوط كند ، و مردى كه نفسى را بكشد به قصد بى آن كه او كسى را كشته باشد . * ( ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِه ) * ، خطاب است با جملهء مكلَّفان ، حق تعالى گفت :
اين آن است كه خداى تعالى شما را به آن وصيّت مىكند تا شما عاقل شويد ، يعنى عقل بر كار گيريد و بدانى ( 8 ) آن را به استعمال عقل و كار بندى ( 9 ) .
وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ ، و از جمله محرّمات تعرّض مال يتيم كردن است ، يقال : قربت الشّىء اقربه قربا و قربانا و قربت من الشّىء اقرب قربا . گفت : گرد مال يتيم مگردى ( 10 ) الَّا بر وجهى كه نيكوتر ( 11 ) باشد ، و مراد به قرب مال يتيم احتراز است از تصرّف كردن در او ، و يتيم را براى آن تخصيص كرد - و اگر چه مال جملهء
هامش
( 1 ) . مل حضرت .
( 2 ) . مل : محادثه .
( 3 ) . مج ، وز ، مل : مكشيد .
( 4 ) . مج : مسلمانان .
( 6 - 5 ) . مج از .
( 7 ) . لت : حصان .
( 8 ) . مج ، وز ، آف : بدانيد .
( 9 ) . مج ، وز ، آف : بنديد .
( 10 ) . مج ، وز ، آف : مگرديد .
( 11 ) . مج ، وز ، لت : نكوتر .