بگو كه او قادر است بر آن كه برانگيزد عذابى از زور ( 1 ) شما يا از زير پايهاى شما يا بپوشاندتان ( 2 ) هواى مختلف و بچشاند برخى از شما را سهم برخى ( 3 ) بنگر كه چون ( 4 ) بگرداند حجّتها ( 5 ) تا مگر ايشان اندر يابند .
و به دروغ داشتند آن گروه و آن حقّ است بگو نيستم بر شما گماشته .
هر خبرى را جايگاهى ( 6 ) است و زود باشد كه بدانيد .
[ 78 - پ ]
و چون بينى آن كسها كه خوض كنند ( 7 ) اندر حجّتهاى ما برگرد ( 8 ) از ايشان تا خوض كنند ( 9 ) اندر حديثى ( 10 ) جز آن اگر فراموش كند ( 11 ) تو را ديو منشين از پس ياد كردن با گروه ستمكاران .
و نيست بر آن كسها كه پرهيزند ( 12 ) از حساب ( 13 ) ايشان از چيزى و لكن ياد كردى تا مگر ايشان بترسند ( 14 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، لت : بالاى .
( 2 ) . مج ، وز ، مت ، لت : درپوشاندن .
( 3 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : بهرى .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لب : چگونه .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت : آيتها ، آج ، لب : دلايل .
( 6 ) . مج ، وز ، مت : قرارگاهى ، آج ، لب : وقت وقوع .
( 9 - 7 ) . مج ، مت ، وز ، لت : در شوند ، آج ، لب : شروع مىنمايند .
( 8 ) . آج ، لب : روى بگردان .
( 10 ) . آج ، لب : سختى .
( 11 ) . لت : يادت برد .
( 12 ) . مج ، مت ، وز ، لت : پرهيزكار باشند ، آج ، لب : پرهيز مىكنند .
( 13 ) . آج ، لب خائفان .
( 14 ) . آج ، لب ، لت : پرهيزند .