اندر آن تا پيدا كند وعدهء نامزده ( 1 ) ، پس سوى اوست بازگشت شما پس آگاه كندتان ( 2 ) [ به آنچه ] ( 3 ) بوديد ( 4 ) همى كنيد .
و اوست قهر كننده ( 5 ) زور ( 6 ) بندگان و بفرستد ( 7 ) بر شما نگاه دارنده ( 8 ) را چون بيايد ( 9 ) يكى از شما را مرگ بميراند ( 10 ) او را رسولان ما و ايشان ( 11 ) ضمان ( 12 ) ندهند .
پس باز برندش سوى خداى خداوندشان بدان كه او راست حكم و اوست زودتر شمار شماركنان ( 13 ) .
( 14 )
بگو كه برهاندتان از تاريكيهاى بيابان و دريا بخوانيد او را بزارى و ترس ( 15 ) اگر برهاند ما را از اين [ محنت ] ( 16 ) باشيم از شكركنان .
بگوى خداى برهاند شما را از آن ( 17 ) و از هر اندوهى پس شما با وى انباز گيريد .
هامش
( 1 ) . اساس : نام زده ، آج ، لب : نامبرده ، لت : نام زد كرد .
( 2 ) . آج ، لب : بياگاهانيد ، لت : خبر دهد شما را .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب : هستيد .
( 5 ) . آج ، لب : غالب است .
( 6 ) . اساس : زور / زبر ، مج ، مت ، وز : بالاى ، آج ، لب : بر .
( 7 ) . آج ، لب : مىفرستد .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، لت : نگاهبانى .
( 9 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : آيد .
( 10 ) . مج ، وز ، مت : حال او را بردارند ، آج ، لب : وقت وفات قبض روح فرمايد .
( 11 ) . آج ، لب : ملائكه .
( 12 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت ، تقصير نكنند .
( 13 ) . مج ، وز ، مت : زودترين شمار كنندگان ، آج ، لب : حساب كنندگان .
( 14 ) . اساس : انجيتنا ، با توجه به قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 15 ) . آج ، لب : نهان .
( 16 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و مفهوم افزوده شد .
( 17 ) . آج ، لب : مخاوف .