و امّا محمول بود بر آن كه اداء كند مكلَّف را به ره بهشت و ثواب ، كه از جملهء وجوه « هدى » يكى آن است . و « موعظة » مفعله باشد من الوعظ ، و آن مصدر است كالمعذرة و المعدلة . * ( لِلْمُتَّقِينَ ) * ، پرهيزگاران را ، و اگر چه قرآن جز متّقيان را لطف است و پند ، و لكن حق تعالى تخصيص ايشان كرد ( 1 ) به ذكر براى آن كه ايشان مهتدى و متّعظ شدند به آن ، چنان كه گفت : إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها ( 2 ) ، تو پيغامبر آن كسى كه بترسد ( 3 ) و او پيغامبر همه است ، جز آن كه آنان را كه نترسند اعتداد نكرد به ايشان . آنگه حق تعالى تسليه ( 4 ) داد مؤمنان را از آن وهنى كه روز احد افتاد ، و حثّ كرد ( 5 ) ايشان را بر آن كه دگر تكاسل و تثاقل نكنند ، گفت : سستى مكنيد ( 6 ) و ضعف و بد دلى پيشه مگيرى ( 7 ) ، و از آن كه رفت دلتنگ و رنجور نباشيد ( 8 ) كه احوال كارزار چنين باشد : تارة لكم و تارة عليكم ، يك بار شما را باشد و يك بار بر شما . آن كه شما را باشد به فتح و ظفر و رحمت و توفيق خداى باشد ، و آن كه بر شما باشد از تخاذل و تواكل و تثاقل شما بود تا خذلان او شما را دريابد و از مقصود باز مانى ( 9 ) ، و در مثل گفتهاند : الحرب سجال ، أى مساجلة ، و مساجلت مفاخرت باشد في السّقى بالسّجل ، و هو الدّلو العظيم ، آن نيز همچنين باشد مرد در در ( 10 ) گاه غالب باشد و گاه مغلوب ، و گاه قاهر و گاه مقهور ، و شاعرى از پارسيان ممدوح خود را تسليه مىدهد از وهنى كه بر لشكر ( 11 ) افتاد در بعضى از كارزارها ، مىگويد :
اى خداوند گر از لشكر تو پيش روى
بى تو در حرب گرفتار شد الحرب سجال
نه همه سال ( 12 ) ظفر اهل ظفر يافته اند
يا نه هرگز نچشيده است ( 13 ) بدى نيك اسگال ( 14 )
هامش
( 1 ) . اساس ، وز ، دب : كردند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 45 .
( 3 ) . مر : آن كسانى كه بترسند .
( 4 ) . مر : تسلَّى .
( 5 ) . مر : ترغيب كرد .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مكنى / مكنيد .
( 7 ) . مر : پيشه خود مسازيد .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مباشى .
( 9 ) . مر : باز مانيد .
( 10 ) . كذا : در اساس ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : مرد در دو ، مر : مرد درو .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها تو ، چاپ شعرانى ( 3 / 196 ) او .
( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ساله .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مر : هر گونه چشيده است .
( 14 ) . آج ، مر : نيك سگال .