مفعول ، و عامل در او « جزاءهم » ، و التّقدير : يجازون بمغفرة و ( 1 ) جنّات خالدين فيها .
* ( وَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ) * ، و نيك مزد عمل كنندگان است بهشت [ 264 - ر ] و تقدير اين است : و نعم اجر العاملين الجنّة ، و لكن از كلام بيفگند للدّلالة عليه ، براى آن كه كلام بر او دليل مىكند و الَّا « نعم » و « بئس » مستقل نباشد ( 2 ) به يك اسم تا ايشان را مخصوص بالمدح و الذّم نباشد ( 3 ) ، چنان كه : نعم الرّجل زيد ، و بئس الغلام عمرو .
و در خبر هست كه خداى تعالى وحى كرد به موسى عمران :
يا موسى ! ما اقلّ حياء من يطمع في جنّتي به غير عمل ، يا موسى كيف أجود برحمتي على من يبخل بطاعتي ،
يا موسى ! چه بىشرم باشد آن كس كه او طمع كند در بهشت بى عمل ! يا موسى چگونه سخاوت كنم به رحمتم بر آن كه بخل كند به طاعت من .
شهر بن حوشب گفت : طمع بهشت بى عمل از جملهء گناه است . ثابت البنانى گفت : چنين رسيد به من كه چون اين آيت آمد : * ( وَالَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ) * - تا به آخر آيات ، ابليس بگريست ، آنگاه گفت : به عزّت تو كه تا توانم اغراء و اغواء مىكنم ايشان را . خداى تعالى گفت : به عزّت و جلال من كه بيامرزم ايشان را مادام با ( 4 ) استغفار مىكنند .
* ( قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ ) * ، حق تعالى خواست تا بر سبيل وعظ و اعتبار ياد دهد مكلَّفان را احوال گذشتگان ، و آن كه پيش از شما مردمان بودند و گناه كردند و كيفر كشيدند و عقوبت ديدند .
* ( قَدْ خَلَتْ ) * ، بگذشت از پيش شما سنن . ابن دريد گفت : اى أمثال ، مانند شما بسيار كسان بگذشتند . مفضّل گفت : سنن ، أى امم ، جماعات بسيار گذشتند پيش ( 5 ) شما ، قال : و السنّة الامّه ، قال الشّاعر :
ما عاين النّاس من فضل كفضلكم
و لا رأوا مثلكم في سالف السّنن
أى الامم . بعضى دگر گفتند معنى آن است كه : اصحاب سنن . عطا گفت :
هامش
( 3 - 1 ) . اساس ، وز ، دب : بمغفرهء تو ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : باشد .
( 4 ) . كذا : در اساس ، وز : تا ، دب : به ، آج ، لب ، فق ، مر : كه .
( 5 ) . پيش شما / پيش از شما .