گويد :
أقرر بذنبك ثمّ اطلب تجاوزه
انّ الجحود جحود الذّنب ذنبان
حسين بن الفضل ( 1 ) گفت : * ( وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * ، ايشان دانند كه ايشان را خدايى هست كه گناه بيامرزد ، و اين از قول رسول - عليه السّلام - گرفت آن جا كه گفت :
من اذنب ذنبا و علم أنّ ( 2 ) له ربّا يغفر الذّنوب غفر له و ان لم يستغفر ،
هر كه او گناهى بكند و داند كه او را خدايى هست كه گناه بيامرزد ، او را بيامرزند و اگر چه استغفار نكند . و رسول - عليه السّلام - گفت خداى تعالى گفته است : هر كه داند كه من قادرم بر آن كه گناه او بيامرزم ، بيامرزم او را و باك ندارم .
عبيد بن عمير گفت در بعضى كتابهاى خداى هست كه : يابن آدم انّك ما دعوتني و رجوتني لأغفرنّ لك على ما كان منك و لا ابالي ، فرزند آدم ! مادام تا مرا خوانى و به من اميد دارى من گناهت بيامرزم به آن كه از تو در وجود آمده است و باك ندارم .
محمّد بن المنكدر روايت كرد از جابر عبد اللَّه انصارى از رسول - عليه السّلام - كه گفت : در بنى اسرائيل مردى به سر توله اى بگذشت ، در آن نگريد از روى اعتبار ، به روى درآمد و سر بر زمين نهاد و گفت : بار خدايا !
انت انت و انا انا انت العوّاد بالمغفرة و انا العوّاد بالذّنوب
، بار خدايا ! من منم و تو تويى ، من آنم كه با سر گناه شوم تو با سر آمرزش . هاتفى آواز داد كه : همچنين است كه گفتى ، سر بردار كت بيامرزيدند .
بعضى دگر گفتند : * ( وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * ، و ايشان دانند كه اگر توبه كنند من ايشان را بيامرزم كه توبه سبب آمرزش است .
* ( أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ ) * ، ايشان آنانند كه پاداش ( 3 ) ايشان آمرزش باشد - يعنى آنان كه به اين صفت باشند كه در آيات مقدّم برفت - و بهشتهايى كه در زير درختان آن جويها مىرود . * ( خالِدِينَ فِيها ) * ، در آن جا مخلَّد مؤبّد باشند . و نصب او بر حال است از
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : حسين بن فضل .
( 2 ) . اساس : الى ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز فق : پاداشت .