باقر - عليه السّلام - گفت :
صدق جدّي رسول اللَّه ،
راست گفت رسول خداى - عزّ و جلّ - جدّ من ، و اللَّه كه من اين مسأله بهتر از تو دانم ، و لقد اوتيت الحكم صبيا ، و مرا حكمت دادند و من كودك بودم .
كل ذلك بفضل الله علينا و بركته لنا اهل البيت
- اين خبر خواجه ابو جعفر بابويه - رحمة اللَّه عليه - در كتاب الغيبة بياورد ، و نه از يك طريق و ده طريق و صد طريق ، از طرق مخالف و مؤالف آوردند كه رسول - عليه السّلام - گفت :
من اطاع عليّا فقد اطاعني ، و من اطاعني فقد اطاع اللَّه ، و من عصى عليّا فقد عصاني ، و من عصاني فقد عصى اللَّه
، هر كه او طاعت علىّ دارد طاعت من داشته باشد ، و هر كه طاعت من دارد طاعت خداى داشته باشد ، و هر كه در علىّ عاصى شود ، در من عاصى شده باشد ، هر كه در من عاصى شود در خداى عاصى شده باشد . اين اخبار نيز دليل است بر آن كه اولوا الأمر اين معصومانند .
قوله : * ( فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوه إِلَى اللَّه وَالرَّسُولِ ) * ، اگر منازعت كنى ( 1 ) در چيزى . و منازعت ، مخالفت باشد مفاعله من النّزع ، و هو الجذب ، براى آن كه مخالفين چون دو مجاذب رسن باشند به طريق مثل . رد كنيد با خداى و رسول . ردّ با خداى ردّ با كتاب خداى باشد ، و ردّ با رسول ردّ با سنّت و شريعت او باشد براى آن كه اين خطاب اهل همهء عصرهاست ، اين قول مجاهد است و قتاده و سدّي و ميمون بن مهران . و ردّ با ائمّهء معصوم - عليهم السّلام - جارى مجراى رد با رسول باشد ، چنان كه رد با رسول ردّ با خداى باشد ، نبينى كه در دگر آيت گفت : وَلَوْ ( 2 ) رَدُّوه إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَه الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَه مِنْهُمْ ( 3 ) ، براى آن كه ايشان نايبان رسولند و حافظان شرعند ، و چون معصوم باشند مأمون الخطا و الزّلل باشند ، قولشان در شرع حجّت باشد .
* ( إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه ) * ، اگر به خداى ايمان داريد ، يعنى هر كه به خداى ايمان دارد چنين كند . * ( ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ) * ، قتاده و سدّي و ابن زيد گفتند : احمد عاقبة ، عاقبت محمودتر باشد مجاهد گفت : احسن جزاء ، جزايش نيكوتر باشد ، و
هامش
( 1 ) . تب : كنيد .
( 2 ) . اساس : لو ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد تصحيح شد .
( 3 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 83 .