تأويل تفعيل باشد من آل إذا رجع ، و الأول الرّجوع ، و المآل المرجع . و زجّاج گفت :
أحسن من تأويلكم من غير ردّ الى اللَّه و الرّسول ، آن تأويل كه از خداى و رسول باشد بهتر باشد از تأويلى كه از تلقاء نفس خود كنى ( 1 ) . و در آيت دليل است بر بطلان قياس براى آن كه خداى تعالى ما را عند منازعت و اشتباه رجوع فرمود با كتاب و سنّت ، و اگر قياس از آن جمله بودى كه مرجوع اليه بودى ، عند منازعت ( 2 ) خداى تعالى فرمودى كه با اين نيز رجوعى باشد ، و به اين رها نكرد تا گفت : * ( ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ) * ، خصوصا بر اين تفسير كه دادند من تأويل انفسكم .
فامّا قول آن كس كه گفت : ردّ با خداى و رسول [ آن جا بايد كه منازعت بود ، چون منازعت نبود ردّ با خداى و رسول ] ( 3 ) واجب نباشد درست نيست ، براى آن كه اين قول به دليل الخطاب بود ، و آن بنزديك بيشتر اهل علم باطل است .
* ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ) * - الآية ، ظاهر آيت استفهام است و معنى تقريع و تعجيب . حق تعالى گفت : نبينى آنان را كه دعوى مىكنند كه ما ايمان داريم به آنچه بر تو فرود آمد يعنى قرآن ، و به آنچه پيش تو فرود آمد از توريت و انجيل و كتب متقدّمان آن كه مىخواهند تا به حكومت بنزديك طاغوت شوند .
خلاف كردند در آن كه « طاغوت » كيست اين جا حسن بصرى و جبّائى گفتند : مراد بتانند ، و آيت در قومى منافقان فرود آمد كه ايشان به حكومت پيش بتان رفتند و به قداح توصّل كردند ، و آن جنس قرعه بود كه ايشان عند اشتباه كار بر ايشان بگردانيدندى . قتاده و شعبى و سدّي گفتند : مراد به طاغوت مردى كاهن است نام او بو برده ( 4 ) ، منافقى را با جهودى حكومتى افتاد ، جهود گفت : بنزديك محمّد رويم كه او رشوت نگيرد ، و منافق گفت : بنزديك ابو بردهء كاهن رويم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و ربيع و ضحّاك گفتند : مراد كعب اشرف است ، از
هامش
( 1 ) . مر : كنيد .
( 2 ) . مر : نزد منازعت .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . بو برده / ابو برده .