شرط انتفاى آفات .
و امّا سامعى و مبصرى را مرجع با مدركى است ( 1 ) آن باشد كه در حال مىشنود و مىبيند ، آن در ازل باشد و اين در لا يزال . و معنى « كان » آن است كه خداى تعالى هميشه سميع و بصير بوده است .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّه ) * ، بدان كه خداى - جلّ جلاله - به اين آيت خطاب كرد با مؤمنان ، و اگر چه جز مؤمنان داخلاند در اين تكليف به دليلى دگر براى آن كه همهء مكلَّفان از مؤمن و كافر مكلَّفند به طاعت خداى و طاعت رسول و طاعت اولى الأمر . و « طاعت » امتثال امر باشد يا امتثال ارادت ، پس طاعت خدا و رسول امتثال اوامر و نواهى ايشان بود ، و همچنين حكم اولى الأمر .
و در اولى الأمر سه قول است : بعضى گفتند : امرااند ، و بعضى گفتند : علمااند ، و بعضى گفتند : ائمّهاند من أهل بيت ( 2 ) رسول اللَّه ، و اين قول از باقر و صادق - عليهما السّلام - روايت كردند ، و چون آن دو قول باطل كنيم صحّت اين قول پيدا شود .
و ما را در اين آيت چند وجه است در استدلال بر امامت اين ائمهء معصوم - عليهما السّلام : اوّل آن كه بتدريج مخصوص مىشود براى آن كه : * ( أَطِيعُوا اللَّه ) * ، عام است اين خطاب با همهء [ 320 - ر ] مكلَّفان ، و رسول - عليه السّلام - داخل در اين خطاب ، چون گفت : * ( وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * ، رسول - عليه السّلام - از خطاب بيرون شد لاستحالة أن يكون - عليه السّلام - مطيعا مطاعا ، براى آن كه رتبه معتبر است از ميان مطيع و مطاع ، و در حقّ اولى الأمر هم اين اگر حمل كنند اولى الامر را بر امرا و علما در هر عصرى خلقى عظيم از اين خطاب بيرون شوند ، و اين خلاف اجماع باشد . و بر قول و قاعدهء ( 3 ) مذهب ما در هر عصرى شخصى از اين خطاب بيرون باشد ، چنان كه در عهد رسول - عليه السّلام - او تنها از خطاب طاعت خود بيرون بود ، و اين وجهى لطيف است .
وجهى ديگر آن كه : خداى تعالى ما را و اولى الأمر را به طاعت رسول نفرمود ( 4 ) ،
هامش
( 1 ) . تب و آن .
( 2 ) . اساس : اهل البيت ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر و .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر : فرمود .