منافقان را كه برگردند از تو برگرديدنى .
قوله تعالى : * ( إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ ) * ، بعضى از مفسّران گفتند سبب نزول آيت آن بود كه : چون رسول - عليه السّلام - مكّه بگشاد و در مكّه شد ، خواست تا در خانهء كعبه شود ، كليد عثمان بن طلحة الحجبى داشت من بنى عبد الدّار ، و او از جملهء سدنه و خدم كعبه بود ، در خانه در بست و بر بام شد و كليد به دست داشت و از دست بنمى داشت ( 1 ) و گفت : اگر من دانستمى كه او رسول خداست كليد به او دادمى .
امير المؤمنين بيامد و كليد از دست او بستد ، و او قوّت على نداشت ، كليد از دست بداد . امير المؤمنين در بگشاد و رسول - عليه السّلام - در خانه رفت و نماز بكرد . چون به درآمد ، عبّاس گفت : يا رسول اللَّه ! كليد خانه مرا ده تا سقاية الحاجّ و سدانت كعبه مرا باشد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها ) * . رسول - عليه السّلام - على را گفت : كليد به او ده . امير المؤمنين بيامد و كليد با عثمان داد و از او عذر خواست . عثمان گفت : يا على ! آمدى ( 2 ) و مرا بيازردى و كليد از من به قهر بستدى ، و اكنون نه به آن ( 3 ) مىگويى ؟ اين رفق چيست ، و آن عنف چه بود ؟ گفت : خداى تعالى در اين معنى آيتى فرستاد ، و آيت بر او خواند ، او در حال گفت : أشهد أن لا إله الَّا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه ( 4 ) ، و اسلام آورد . جبريل آمد و گفت : اى رسول اللَّه ! تا اين خانه باشد كليد ايشان راست .
قولى دگر آن است كه : آيت بر عموم است در هر امانتى كه باشد ، و در هر امانت دارى كه باشد ، چنان كه رسول - عليه السّلام - فرمود :
أد الأمانة الى من ائتمنك و لا تخن من خانك
، گفت : امانت به آن كس ده كه تو را امين دارد و امانت به تو دهد ، و خيانت مكن به آن كه با تو خيانت كند ( 5 ) . و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و ابىّ كعب و حسن و قتاده ، و روايت كردهاند از صادق و باقر -
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، وز ، لب ، فق ، مر : نمىداد ، آج ، تب : بنمى داد .
( 2 ) . فق ، مر : بيامدى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : به آن زبان .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر و انّ عليّا ولىّ اللَّه .
( 5 ) . مر : كرد .