تفعّل ، آنگه « تا » ى تفعّل را در « سين » ادغام كردند ، و اصل او « تتسوّى » بوده است ، پس « تسوّى » به چهار درج ( 1 ) به اين جا رسيد . و كوفيان خوانند ( 2 ) الَّا عاصم : « لو تسوّى » به فتح « تا » و تخفيف « سين » بر حذف « تا » ى تفعل ، نحو قوله تعالى : يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ ( 3 ) ، على تقدير : لا تتكلَّم ، و باقى خوانند ( 4 ) :
« تسوّى » به ضمّ « تا » و تخفيف « سين » بر فعل مجهول ، أى لو سوّيت بهم الأرض .
قتاده و ابو عبيده گفتند : معنى آن است كه زمين باز شدى و ايشان به زمين فرو شدندى با زمين راست شدندى . ابن كيسان گفت : معنى آن است كه خواستندى كه ايشان را زنده نكرده بودندى و بر نه انگيخته ، زمين به ايشان راست بودى .
كلبي گفت : چون خداى تعالى انتصاف كند ميان بهايم و سباع و طيور ، ايشان را گويد : كن ترابا ، خاك شويد ، همه خاك شوند . عند آن كافران تمنّاى حال ايشان كنند كه كاشك ايشان نيز خاك شدندى و مردم بر سر ايشان مىرفتندى .
ابو القاسم بن حبيب گفت : از بعضى مردم شنيدم كه تفسير اين آيت چنين كردند كه تمنّا آن كنند كه ايشان را به وزن زمين به زر برابر كنند بر سبيل فديه ، بيانه قوله : يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيه ( 5 ) الى قوله : وَمَنْ فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيه ( 6 ) ، خواستندى كه حال بر اين جمله بودى ، و ايشان نعت و صفت رسول و نبوّت او پنهان نكرده بودندى .
بعضى دگر گفتند : اين كلامى مستأنف است ، تعلَّق ندارد بما قبله ، و معنى آن است كه : ايشان از خداى چيزى پنهان نتوانند كردن و چيزى بر او پوشيده نشود .
كلبي گفت : چيزى از خداى پنهان نتوانند كردن [ كه دانند ] ( 7 ) كه جوارح و اعضاى ايشان بر او گواهى دهند ( 8 ) .
قوله : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكارى ) * - الاية ، خداى تعالى
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر : درجه .
( 4 - 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر : خواندند .
( 3 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 105 .
( 5 ) . سورهء معارج ( 70 ) آيهء 11 .
( 6 ) . سورهء معارج ( 70 ) آيهء 14 .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . وز ، آج ، لب ، فق : دهد .