عبيدة السّلمانىّ گفت : مراد حاقن است ، بيانه
قوله - عليه السّلام : لا يصلَّينّ أحدكم و هو زناء و لا يصلَّينّ أحدكم و هو يدافع الاخبثين ،
جز اين كه [ اين ] ( 1 ) قولها مخالف ظاهر است و بر خواب حمل كردن مجاز باشد ، و بر حقن حمل كردن هيچ وجهى ندارد در لغت . آنگه آن را حدّى نهاد كه : تا كى نشايد ؟ گفت : * ( حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ ) * ، تا آنگه كه داند چه مىگويد و چه مىخواند ( 2 ) .
* ( وَلا جُنُباً ) * ، نصب او بر حال است ، و اين لفظ صالح باشد واحد [ و ] ( 3 ) تثنيه و جمع و تأنيث را ، يقال : رجل [ جنب ] ( 4 ) و امرأة جنب ، و رجلان و امرأتان و رجال و نساء جنب ، يقال : أجنب الرّجل و جنب إذا صار جنبا ، و اصل جنابت بعد باشد ، براى آن كه جنب مجتنب باشد از نماز و مسجد و مصحف و امور شرعى .
آنگه حالتى از آن استثنا كرد ، گفت : * ( إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ ) * ، در معنى او خلاف كردند . بعضى گفتند : مراد مسافر است ، يعنى الَّا كه مسافر باشى كه آنگه نماز روا باشد به تيمّم ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و سعيد جبير و مجاهد و الحكم و ابن زيد و ابن كثير . و بعضى دگر گفتند : مراد مواضع نماز ( 5 ) از مساجد ، و حذف كرد ( 6 ) براى دلالت كلام بر او ، و اين قول سعيد بن المسيّب است و ابن يسار و ضحّاك و حسن و عكرمه و ابو الضّحى و عطاء الخراسانىّ .
و روايت است از باقر - عليه السّلام - ( 7 ) ليث روايت كرد عن زيد بن ابي حبيب كه جماعتى انصار را درهاى سراى در مسجد بود ، چون جنب شدندى راهى دگر نبود ايشان را ، خداى تعالى رخصت داد كه به ره گذر در مسجد بگذرند ، و اين در بدايت اسلام بود پيش از آن كه سدّ ابواب كردند و درهاى كه در مسجد بود بر آوردند ، مگر در حجرهء امير المؤمنين و فاطمه .
امّ سلمه روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
ألا إنّ مسجدي حرام على
هامش
( 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . مر : كه دانيد چه مىگوييد و چه مىخوانيد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . مر است .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر از .
( 7 ) . فق كه .