تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
( 1 ) اى آنان كه بگرويده‌ايد مگرديد پيرامن نماز و شما مست ( 2 ) باشيد تا بدانيد آنچه گوييد و نه جنب الَّا گذرنده به راه تا غسل كنيد و اگر باشيد بيمار ( 3 ) يا بر سفر يا آيد يكى از شما از قضاى حاجت يا بپسايى زنان ( 4 ) را نيابيد آب تيمّم كنيد به خاكى پاك و بمالى ( 5 ) به رويهايتان و دستهايتان كه خداى در گذارنده و پوشنده گناه است . قوله : * ( وَاعْبُدُوا اللَّه ) * ، اين ، خطاب است با جمله مكلَّفان ، خداى تعالى مىفرمايد ايشان را كه : او را پرستند و با او انباز نگيرند ، و با مادر و پدر نيكويى كنند . و نصب * ( إِحْساناً ) * بر مصدر باشد از فعلى محذوف ، يعنى و احسنوا بالوالدين احسانا و بذى القربى ، أى بذى القرابة . و « قربى » مصدر است كالزّلفى ، و با خويشان نيز نكويى كنى ( 6 ) و با يتيمان نيز نكويى كنيد . و « يتيم » آن بود كه به طفوليّت پدرش بميرد . و « مساكين » . جمع مسكين باشد ، آن كه او را چيزكى باشد و كفايتش نبود ، و ابن ابي عبله خواند : و بالوالدين احسان ، به رفع على تقدير و عليكم احسان بالوالدين . ابو هريره روايت كرد كه : مردى بنزد رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! دلم سخت شده است [ 311 - ر ] گفت : اگر خواهى تا دلت نرم شود مسكينان را طعام ده و دست به سر يتيمان فرود آور ، و ايشان را طعام ده . * ( وَالْجارِ ذِي الْقُرْبى ) * ، و همسايهء خويشاوند را . عبد اللَّه عبّاس خواند : [ « و الجار » به نصب على الاغراء ] ( 7 ) . * ( وَالْجارِ الْجُنُبِ ) * ، حق تعالى گفت : با هر دو همسايه ، هم به آن همسايه كه
هامش
( 1 ) . اساس ، وز : لا مستم . ( 2 ) . آج ، لب : مستان . ( 3 ) . آج ، لب : بيماران . ( 4 ) . آج ، لب ، فق : يا بپسايد بشرهء برهنه به زنان . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : و بساييد . ( 6 ) . آج ، لب : كنيد . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .