باشد و نا زنده .
آنان كه بخيلى كنند و فرمايند مردمان را به بخل و پنهان كنند ( 1 ) آنچه داده باشد خداى ايشان را از فضلش ، نهاديم ( 2 ) براى كافران عذابى خوار كننده .
و آنان كه نفقه كنند ( 3 ) مالهاشان برده ( 4 ) مردمان ( 5 ) و ايمان نيارند به خداى و نه به روز بازپسين ، و هر كه باشد ديو او را همتا بد همتاى باشد او را .
و چه باشد بر ايشان اگر ايمان آرند به خداى و به روز باز پسين و نفقه كنند از آنچه روزى داد خداى ايشان را و به ايشان خداى داناست .
خداى بيداد نكند به سنگ ذرّه ( 6 ) و اگر باشد نيكويى دو چندان [ كند آن را ] ( 7 ) و بدهد از نزديك او مزدى عظيم .
چگونه بياريم ( 8 ) ما از هر گروهى گواه و بياريم تو را بر اينان گواه .
آن روز ( 9 ) كه تمنّا كنند كافران و آنان كه عاصى باشند در رسول اگر زمين به ايشان راست كنند ( 10 ) و پنهان نكنند از خدا حديثى .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : و نهان مىدارند .
( 2 ) . آج ، لب : و ساختهايم .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : مىكنند .
( 4 ) . كذا : در اساس و وز ( بدون نقطه ) ، شايد كلمه تصحيفى از « بديده » باشد ، آج ، لب ، فق : براى نمايش .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : مردم .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : برابر يك مورچه خورد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : پس چگونه بود حال كفار چون آريم .
( 9 ) . اساس : آن را ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . آج ، لب ، فق : اگر راست كنند با ايشان زمين را .