در اسرار [ هم در اموال ] ( 1 ) هم در نفس خود . * ( بِما حَفِظَ اللَّه ) * ، أى بحفظ ( 2 ) اللَّه لهنّ ، به نگاه داشت خداى ايشان را . و ابو جعفر خواند : بما حفظ اللَّه ، به نصب « ها » ى اللَّه ، أى بحفظهنّ اللَّه ، به نگاه داشت ايشان خداى را .
و « ما » در هر دو قراءت مصدرى باشد ، و معنى چنان است در هر دو قراءت كه رسول گفت - عليه السّلام :
احفظ الله يحفظك .
* ( وَاللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ ) * ، و آنان زنانى كه ترسى ( 3 ) كه نشوز كنند . و « نشوز » ناساختن و آرام ناگرفتن باشد ، و اصل او در حركت و اضطراب بود ، و در عرف شرع از ميان زن و شوهر باشد ، و آن را كه از هر يكى از ايشان بود نشوز خوانند امّا ( 4 ) از قبل زن اين است كه در اين آيت گفت : * ( وَاللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ ) * ، و از قبل مرد آن است ( 5 ) فرمود : وَإِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً ( 6 ) ، اگر ترسى ( 7 ) كه عصيان و ناسازگارى كنند ، * ( فَعِظُوهُنَّ ) * ، اوّل پند دهى ( 8 ) او را ، اگر سود ندارد او را ( 9 ) و اصرار كنند * ( وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ ) * ، ايشان را در بستر رها كنى ( 10 ) و جانبى دگر بخسپى ( 11 ) . و گفتهاند : كه پشت بر ايشان كنى ( 12 ) ، و اگر سود ندارد ، * ( وَاضْرِبُوهُنَّ ) * ، آنگه بزنيد ايشان را زدنى كه به قاعده باشد بر وجه تأديب ، چنان كه عيبى و نقصانى بر ايشان نيايد ( 13 ) .
و در خبر هست كه رسول - عليه السّلام - گفت :
علَّق السّوط حيث تراه أهل بيتك
، تازيانه جايى درآويز كه اهل خانه و زير دستان تو بينند . أسماء بنت ابى بكر گفت : من چهارم زن بودم كه زبير عوّام مرا به زنى كرد ، چون بر يكى از ايشان خشم گرفتى او را ( 14 ) چوب مشجب زدى ، چنان كه بشكستى بر او ، و مشجب سه پايه باشد كه جامه بر او افگنند .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آج ، لب : يحفظ .
( 3 ) . مر ، تب : ترسيد .
( 4 ) . مر اگر .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز كه .
( 6 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 128 .
( 7 ) . تب : ترسيد .
( 12 - 8 ) . مر ، تب : دهيد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : لفظ « او را » ندارد .
( 10 ) . مر ، تب : كنيد .
( 11 ) . تب : بخسبيد .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مر اگر چه خود همه عيب و نقصان و مايهء فساد و طغياناند .
( 14 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب به .