* ( الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ ) * - الاية ، مقاتل گفت : اين آيت در سعد بن الرّبيع آمد ، و او از جملهء نقيبان بود و در زنش حبيبه بنت زيد بن ابي زهير ، و هر دو انصارى بودند . زن بر او نشوز كرد ، مرد او را بزد . [ او ] ( 1 ) با پدرش برخاست و بنزديك رسول آمدند به شكايت ، و گفت : اى رسول اللَّه ! من اين كريمهء خود را در حكم او كردهام ، اكنون او را تپنچه ( 2 ) بر روى زد . رسول - عليه السّلام - گفت : قصاص بايد كردن .
جبرئيل آمد و اين آيت آورد . رسول - عليه السّلام - گفت : ما چيزى خواستيم ، خداى تعالى چيزى دگر خواست ، و آنچه خداى خواست بهتر است ، و قصاص برداشت در آنچه از ميان شوهر و زن باشد بر وجه تأديب .
و [ قتاده ] ( 3 ) گفت : آيت در سعد بن الرّبيع آمد و زنش دختر محمّد مسلمه ، و قصّه هم اين ( 4 ) كه رفت . و ابو روق گفت : آيت در جميله بنت عبد اللَّه بن ابي أوفى آمد و در شوهرش ثابت بن قيس بن شمّاس ، و قصّه هم اين كه ( 5 ) رفت ، [ گفت ] ( 6 ) : مردان قيّمان و ايستادگانند بر زنان گماشته و مسلَّطاند ، و دست [ 309 - پ ] ايشان بر زبر است و دست اينان زير ، مردان را زبان امر است و گفتار نهى است و دست تأديب است .
و قوّام فعّال باشد من القيام ، و اين بنا مبالغه را باشد و كثرت فعل را تا به صنايع و حرف اين بنا مخصوص شد . و زهري گفت و جماعتى علما كه : آنچه از ميان زن و شوهر باشد از جراحات و شجاج در او قصاص نباشد مادام تا دون نفس باشد ، و انّما ديت باشد بر مرد و به حسب آنچه شرع فرموده بود .
* ( بِما فَضَّلَ اللَّه بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ ) * ، به آن تفضيلى كه خداى داد بهرى خلقان را بر بهرى ، گفتند : مراد عقل است ، و گفتهاند : بزيادة الدّين و اليقين ، از آن جا كه زن ناقص عقل ( 7 ) ناقص دين است ، براى آن كه در ماهى چند روز نماز نتوانند كردن ( 8 ) و روزه داشتن ، و گفتهاند : به نقصان گواهى كه گواهى دو زن به يك مرد باشد :
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . تب : طپنچه .
( 6 - 3 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به وز افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب : قصّهء او هم از اين نوع است .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : و قصّهء او هم از اين نوع است كه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز و .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : نتواند كردن .