تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
گيرد . و از بعضى زنان رسول - عليه السّلام - روايت است كه گفت : هر چه خواهى ( 1 ) از خداى خواهى ( 2 ) و اگر همه دوال نعلين باشد ، كه اگر خداى ميسّر نكند ميسّر نشود . و سفيان عيينه گفت : خداى تعالى ما را نفرمود كه از او سؤال كنيم الَّا تا اجابت كند ، اگر نه آنستى كه عطا دوست [ دارد ] ( 3 ) ما را سؤال نفرمودى . قوله : * ( وَلِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ ) * - الاية ، گفت : هر كسى را مولاى كرديم از آنچه رها كرده باشد مادر و پدر و خويشان . در اين « موالى » خلاف كردند . عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ابن زيد گفتند : عصبه است . سدّي گفت : وارثانند كه اوليتر باشند به ميراث . و اصل كلمه من الولى باشد و هو القرب و من ولى الشّىء يليه اذا اتّصل به ، و معنى متقارب است . و مولى بر وجوه است : پسر عمّ باشد و عصبه باشد و معتق باشد و معتق باشد . و ولىّ مرد باشد ، و ولى نعمت باشد ، و همسايه باشد ، و حليف باشد و ناصر باشد ، و اولى باشد . مولى بر اين ده قسمت بود و مرجع همه با اولى است براى آن كه كلمه از اين مشتقّ است ، و هر يكى را از اينان ( 4 ) براى آن مولى خوانند كه به صاحبش اولى باشد . امّا معنى آيت ، در او چند قول گفتند : يكى آن كه معنى آن است ( 5 ) : * ( وَلِكُلٍّ جَعَلْنا ) * ، يعنى لكلّ واحد من الرّجال و النّساء موالى ، أى ورثة هم اولى بميراثه يرثونه ممّا ترك والداه و أقربوه من ميراثهم له ، گفت : كرديم و نهاديم ، يعنى بيان كرديم و مشروع كرديم هر يكى را از مردان و زنان وارثانى كه ايشان اوليتر باشند به ميراث ايشان قرابة ( 6 ) ، تا بردارند به ميراث [ 309 - ر ] آنچه مادر و پدر و خويشان رها كرده باشند براى ايشان چون وفات بود ايشان را ، و بر اين قول مادر و پدر و اقربا مورّث باشند ، أعني متوفىّ كه ميراث رها كرده باشند . و قولى ديگر آن است كه : معنى چنين بود كه هر كسى را وارثى كرديم كه
هامش
( 2 - 1 ) . مر ، تب : خواهيد . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . اساس : به صورت « از بيان » هم خوانده مىشود . ( 5 ) . وز ، مر كه . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز وز : بقرابت .