تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
شهوات از تو كژى و ناراستى مىخواهند ، و در آيت دليل نيست بر آن كه اتّباع شهوت به هيچ وجه نشايد ، و انّما بر وجه حرام نشايد براى آن كه آيت را مورد ذم است ، و ذمّ به آن كس لايق بود كه طالب حرام باشد ، نه به آن كه قانع بر حلال بود . * ( يُرِيدُ اللَّه أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ ) * ، حق تعالى يك بار پس از ديگر تقرير فضل و كرم خود مىكند با بندگان گفت : خداى تعالى مىخواهد تا بار گران از شما تخفيف كند ، چنان كه گفت : يُرِيدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ( 1 ) . . . ، و اين آيت نيز بطلان جبر است در تكليف ما لا يطاق ، گفتند : مراد به قبول توبه در آيتهاى پيشين آن است كه آنچه در جاهليّت كرده اى ( 2 ) از نكاح محرّمات ، خداى تعالى مىخواهد تا عفو كند و توبه از آن قبول كند . و مراد به اين تخفيف در آيت نكاح پرستاران است آن كه ( 3 ) طول ندارد و از عنت بترسد او را رخصت دادند كه بر بردگان نكاح بندد تا آنگه باز نمود كه : آدمى ضعيف ( 4 ) بر هيچ طاقت ندارد ، هوا بر او غالب شود ( 5 ) و شهوت بر او غالب باشد . سعيد بن المسيّب گفت : شيطان چون از بنى آدم آيس شود ، از در شما ( 6 ) زنان به او راه يابد . آنگه گفت : عمر من هشتاد سال است و يك چشم تباه شده است و ديگر ( 7 ) تاريك شده است ، و با اين همه از فتنهء زنان ايمن نه‌ام . حسن بصري گفت : ضعف او آن است كه او را از آبى [ مهين ] ( 8 ) ضعيف آفريد . ابن كيسان گفت : لأنّ هواه ( 9 ) يستميله و شهوته تغلبه و يستطيشه ( 10 ) خوفه و حزنه ، گفت : براى آن كه هوا بچسباند ( 11 ) او را ، و شهوت غلبه كند بر او ، و خوف و حزن ( 12 ) سبك گرداند او را .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 185 . ( 2 ) . مر ، تب : كرده‌ايد . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : آن كس كه ، تب : كه آن را كه . ( 4 ) . تب : صعيف است . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : باشد . ( 6 ) . اساس : شما ، آج ، لب ، فق ، مر ، تب : شهوت ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر : ديگرى . ( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 9 ) . اساس : هولاء ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، يستطيه ، كه نسخهء آج در حاشيه به صورت : تطيشه تصحيح كرده است . ( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : بجنباند . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : و حزن و خوف .