آنچه كرده باشند و زنان را بهره است از آنچه كرده باشند ، و بخواهى ( 1 ) از خداى از فضلش كه خداى به همه چيزى داناست .
[ 306 - پ ]
و هر يكى را كرديم اوليترانى از آنچه بگذاشته باشند پدر و مادر و نزديكان و آنان كه بسته باشند سوگندتان ، بدهى به ايشان ( 2 ) بهرهء ايشان كه خداى بر همه چيز ( 3 ) گواه است .
مردان ايستادگانند ( 4 ) بر زنان به آنچه خداى تفضيل داد بهرى را بر بهرى و به آنچه نفقه كنند از مالهاى ايشان ( 5 ) ، نيكان فرمانبرندگانند و نگه ( 6 ) دارندگانند غيبت را به آنچه نگاه داشت خداى ، و آنان كه ترسند ناساخت ايشان ( 7 ) ، پند دهيد و رها كنى ( 8 ) ايشان را در بسترها و بزنيدشان اگر فرمان برند شما را طلب مىكنيد بر ايشان راهى ، خداى ( 9 ) هميشه بزرگ ( 10 ) بوده است .
و اگر بترسيد ناساخت ( 11 ) ميان ايشان ، بفرستى ( 12 ) حاكمى از اهل مرد و حاكمى از اهل زن اگر خواهند به اصلاح آوردنى ، توفيق دهد خداى ميان ايشان ، كه خداى هست دانا ، و با خبر است .
قوله : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، حق تعالى نهى كرد مؤمنان را و خطاب كرد به
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، تب : بخواهيد .
( 2 ) . تب : بدهيد ايشان را .
( 3 ) . آج ، لب ، تب : چيزى .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : استيلا دارندهاند .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، تب : خود .
( 6 ) . اساس : نكو ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 7 ) . تب : و آن زنانى كه مىترسيد شما ناسازى ايشان را .
( 8 ) . تب : رها كنيد .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، تب : بدرستى كه خداى .
( 10 ) . آج ، لب ، فق ، تب : بزرگوار بزرگ .
( 11 ) . تب : ناساختگى ، آج ، لب ، فق : مخالفتى .
( 12 ) . تب : بفرستيد .