پرسيدند ، گفت : تا خداى چه فرمايد ( 1 ) . اين آيت آمد : * ( وَلا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ ) * . گفتهاند : « ما » به معنى « من » است يعنى نكاح مكنيد بر آن كس كه پدرتان بر او نكاح كرده باشد . و گفتند : « ما » مصدريّه است ، يعنى و لا تنكحوا النّكاح الَّذي نكح آباؤكم من النّساء ، و مراد جنس است تا آزاد و برده در او شوند ، امّا آزاد : به عقد و وطى ، و امّا برده : به وطى دون ملك ، براى آن كه آن پرستار را كه پدر ديده باشد به خلوت ، بر فرزند ملكش حرام نبود وطيش حرام بود . امّا آن را كه پدر بر او عقد بسته بود ، پسر را حرام باشد بر او عقد بستن و زن پدر ( 2 ) - و إن علوا حرام باشد بر فرزند و فرزندزاده - و إن سفلوا . و در آيت دليل است بر آن كه عبارت توان كردن به يك لفظ از دو معنى مختلف ، براى آن كه مراد به نكاح در آيت هم عقد است و هم وطى ، خلاف آنچه معتزله گفتند : و بر اين چه انكار است ! چه مىشايد كه عبارت كنند به يك لفظ از متضادّين ، نحو قولهم : إذا غاب الشّفق صلّ العشاء ، و شفق عبارت است از حمرت و بياض ، و ايشان متضادّند چون در ضدّين جارى است در مختلفين اوليتر .
* ( إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ ) * ( 3 ) ، دو قول گفتند : يكى آن كه الَّا ما قد سلف فإنّ اللَّه قد عفا عنكم ، الَّا آن كه گذشت كه خداى عفو بكرد از شما ( 4 ) ، و بر اين وجه استثنا منقطع بود ( 5 ) .
وجه ديگر آن ( 6 ) است كه : الَّا ما قد سلف فابقوا عليه ، إلَّا آنچه گذشته است كه آن ( 7 ) حرام نيست ، آنچه پس او نيست ( 8 ) حرام باشد ، بر اين وجه استثنا متّصل باشد .
* ( إِنَّه كانَ فاحِشَةً ) * ، مراد به « فاحشه » حرام است ، و اين اوليتر است از قول آن كس كه گفت : معنى فاحشه زناست ، براى آن كه اين عقد است يا شبهت ( 9 ) عقد
هامش
( 1 ) . وز ، تب : مىفرمايد .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر و پدر ، تب و پدر پدر .
( 3 ) . مر در او .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : خداى تعالى شما را عفو بكرد از آن .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب و .
( 6 ) . وز ، آج ، لب ، تب : اين .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : او .
( 8 ) . تب : اين است .
( 9 ) . آج ، لب ، تب : شبههء ، مر : شبه .