چون بيّنه اى به آن قايم شود ، يا او اقرار دهد ، يا حملى ظاهر شود ، و من در قرآن خواندهام : الشّيخ و الشّيخة إذا زنيا فارجموهما البتّة . و رسول - عليه السّلام - در عهد خود رجم كرد ، و ما رجم كرديم .
قوله : * ( إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّه لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ) * ، حق تعالى گفت :
توبه بر خداى آنان راست كه گناه كنند به جهالت . و في قوله « على اللَّه » أقوال .
بعضى گفتند معنى آن است كه عند اللَّه ، بعضى دگر گفتند : من اللَّه . و اگر بر ظاهر رها كنند آن را وجهى باشد ، و معنى آن بود كه : قبول توبه بر خداى آن را بود براى آن كه توبه چون با خداى مضاف بود به معنى قبول بود ، يعنى بر خداى چون حقّى است كه قبول كند توبهء آن كس كه چنين باشد ، قال اللَّه تعالى : ثُمَّ تابَ اللَّه عَلَيْهِمْ ( 1 ) ، أى قبل توبتهم ، و قوله : فَتابَ عَلَيْه ( 2 ) .
و در معنى جهالت چند قول ( 3 ) گفتند : يكى آن كه مجاهد و ضحّاك گفتند :
عمد ( 4 ) است . كلبى گفت : جاهل نباشد كه آن گناه است و لكن عقوبتش ندانند ( 5 ) . و بيشتر مفسّران گفتند : مراد جملهء گناه است براى آن كه هر كس كه او معصيت كند جاهل باشد تا توبه كردن ، و قتاده گفت : [ 299 - پ ] بر اين قول اجماع صحابه است .
فرّاء گفت و جبّائي كه : بر سبيل تأويل باشد ( 6 ) ، گناه كنند و ندانند كه آن گناه است .
زجّاج گفت : جهالت آن است كه اختيار لذّت عاجل كنند بر لذّت باقى . و بعضى دگر گفتند : ندانند كه آن گناه است ، از آن كه نظر نكرده ( 7 ) باشند . و آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى توبه قبول كند از جملهء معاصى ، اگر كفر باشد و اگر دون كفر .
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 71 .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 37 .
( 3 ) . مر : وجه .
( 4 ) . اساس ، وز : عهد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . تب : نداند .
( 6 ) . مر كه .
( 7 ) . اساس : كرده ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .