ما آمده است [ و ] ( 1 ) گفتند : اين آيت متّصل است بقوله : وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَما يُتْلى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللَّاتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ ( 2 ) ، * ( وَإِنْ ) * ( 3 ) * ( خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى ) * - الآية .
بعضى دگر گفتند : مراد آن است كه اى آنان كه اولياى يتيمانيد ( 4 ) و يتيمان در حجر شمااند ، اگر [ ترسيد ] ( 5 ) كه چون ايشان را عقد بنديد و به زنى كنيد ( 6 ) در حقّ ايشان عدل كرده نشود شما را ، نكاح ايشان رها كنيد ( 7 ) و از ديگران آنچه خواهيد ( 8 ) به زنى كنيد از يكى تا چهار . اگر ترسيد ( 9 ) كه نيز عدل نبود يكى يا پرستارى چنان كه مصلحت باشد .
حسن بصرى گفت : آيت در حقّ كسانىاند كه در حجر ( 10 ) [ 290 - پ ] ايشان يتيمان بودندى ، ايشان زن نكردندى كراهت آن را كه نبايد كه در حقّ آن يتيمان انصاف نرود ، و از مال ايشان چيزى خرج نشود ( 11 ) ، ايشان را به زنى كردندى ، و رغبت نبودى ايشان را در نكاح آن يتيمان . آنگه چو ( 12 ) ايشان را خوش نبودى با او تمنّاى مرگ او كردندى تا مال به ايشان بماند ، و ايشان زنان ديگر كنند . خداى تعالى اين آيت بفرستاد تا نكنند .
عكرمه گفت : در بدايت اسلام حصر نبود عدد زنان را كه نكاح بستندى بر ايشان . مرد بودى كه ده زن داشتى و كمتر و بيشتر ، چون مال وفا نكردى ، دست به مال يتيم كه در حجر او بودى دراز كردى و از آن خرج كردى ، خداى تعالى از آن نهى كرد و ايشان را قصر كرد بر چهار زن ، و اين روايت طاووس است و عطيّه از عبد اللَّه عبّاس ، و گفت : سبب آن كه خداى تعالى قصر فرمود بر عدد چهار از زنان
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 127 .
( 3 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، تب : فان .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : يتيمانى / يتيمانيد .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد ، آج ، لب ، فق : ترسى / ترسيد .
( 6 ) . آج ، لب ، فق : عقد بندى و بزنى كنى .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : رها كنى .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : خواهى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : ترسى / ترسيد .
( 10 ) . مر : حجره .
( 11 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، مر : خرج شود .
( 12 ) . آج ، لب ، فق : چون .